peroxided hair
موهای دکلره شده
peroxided skin
پوست دکلره شده
peroxided highlights
هایلایتهای دکلره شده
peroxided treatment
درمان دکلره
peroxided color
رنگ دکلره
peroxided products
محصولات دکلره
peroxided curls
چکنه های دکلره شده
peroxided ends
سر موهای دکلره شده
peroxided roots
ریشه های دکلره شده
peroxided look
ظاهر دکلره
the hairdresser peroxided my hair for a lighter look.
متاسفانه، آرایشگر موهایم را با پراکسید روشن کرد تا ظاهری روشنتر داشته باشم.
she peroxided her jeans to give them a distressed appearance.
او جینهایش را با پراکسید روشن کرد تا به آنها ظاهری فرسوده بدهد.
after the treatment, my skin felt peroxided and fresh.
بعد از درمان، پوستم احساس پراکسید شده و تازه کرد.
he peroxided the wood to achieve a weathered effect.
او چوب را با پراکسید روشن کرد تا جلوهای فرسوده به آن بدهد.
the artist peroxided the canvas to create a unique background.
هنرمند بوم نقاشی را با پراکسید روشن کرد تا پسزمینهای منحصربهفرد ایجاد کند.
she decided to get her nails peroxided for a trendy look.
او تصمیم گرفت ناخنهایش را با پراکسید روشن کند تا ظاهری مدرن داشته باشد.
the lab technician peroxided the samples for analysis.
تکنسین آزمایشگاه نمونهها را برای تجزیه و تحلیل با پراکسید روشن کرد.
to enhance the color, the fabric was peroxided before dyeing.
برای افزایش رنگ، پارچه قبل از رنگآمیزی با پراکسید روشن شد.
he peroxided the old photographs to restore their brightness.
او عکسهای قدیمی را با پراکسید روشن کرد تا روشنایی آنها را بازگرداند.
the stylist recommended i get my highlights peroxided.
استایلیست توصیه کرد روشنایی موهایم را با پراکسید روشن کنم.
peroxided hair
موهای دکلره شده
peroxided skin
پوست دکلره شده
peroxided highlights
هایلایتهای دکلره شده
peroxided treatment
درمان دکلره
peroxided color
رنگ دکلره
peroxided products
محصولات دکلره
peroxided curls
چکنه های دکلره شده
peroxided ends
سر موهای دکلره شده
peroxided roots
ریشه های دکلره شده
peroxided look
ظاهر دکلره
the hairdresser peroxided my hair for a lighter look.
متاسفانه، آرایشگر موهایم را با پراکسید روشن کرد تا ظاهری روشنتر داشته باشم.
she peroxided her jeans to give them a distressed appearance.
او جینهایش را با پراکسید روشن کرد تا به آنها ظاهری فرسوده بدهد.
after the treatment, my skin felt peroxided and fresh.
بعد از درمان، پوستم احساس پراکسید شده و تازه کرد.
he peroxided the wood to achieve a weathered effect.
او چوب را با پراکسید روشن کرد تا جلوهای فرسوده به آن بدهد.
the artist peroxided the canvas to create a unique background.
هنرمند بوم نقاشی را با پراکسید روشن کرد تا پسزمینهای منحصربهفرد ایجاد کند.
she decided to get her nails peroxided for a trendy look.
او تصمیم گرفت ناخنهایش را با پراکسید روشن کند تا ظاهری مدرن داشته باشد.
the lab technician peroxided the samples for analysis.
تکنسین آزمایشگاه نمونهها را برای تجزیه و تحلیل با پراکسید روشن کرد.
to enhance the color, the fabric was peroxided before dyeing.
برای افزایش رنگ، پارچه قبل از رنگآمیزی با پراکسید روشن شد.
he peroxided the old photographs to restore their brightness.
او عکسهای قدیمی را با پراکسید روشن کرد تا روشنایی آنها را بازگرداند.
the stylist recommended i get my highlights peroxided.
استایلیست توصیه کرد روشنایی موهایم را با پراکسید روشن کنم.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید