bleached

بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. سفید شده؛ سفید ساخته شده
vt. بی رنگ کردن؛ با قرار گرفتن در معرض نور خورشید کمرنگ شدن
vi. سفید شدن؛ از دست دادن رنگ

عبارات و ترکیب‌ها

bleached hair

موهای سفید شده

bleached clothes

لباس‌های سفید شده

chlorine bleach

سفید کننده کلر

جملات نمونه

permed and bleached hair.

موهای فر و روشن شده

his contributions to the album are bleached of personality.

مشارکت‌های او در آلبوم از شخصیت تهی شده است.

her trailer-park bleached perm.

فر روشن شده پارک تریلر او

The sun bleached her dress.

خورشید لباس او را روشن کرد.

The sun has bleached her yellow skirt.

خورشید دامن زرد او را روشن کرده است.

The eumelanin has been bleached by the sun, and the red color is showing through, however slightly.

ملانین توسط خورشید روشن شده است و رنگ قرمز به طور جزئی از آن عبور می کند.

Bleaching earth filtration —Complete removal of the bleaching media from the bleached oil is very important since residual earths can act as a prooxidant.

فیلتراسیون خاک سفید کننده - حذف کامل عامل سفید کننده از روغن سفید شده بسیار مهم است زیرا خاک های باقیمانده می توانند به عنوان یک اکسید کننده عمل کنند.

All the samples include Suzhou satin , Surah and Sangbo satin.There are bleached silk fabrics , dyed silk fabrics and fabrics treated by softener and totally amount of 29 kinds.

تمام نمونه ها شامل ساتن سوژو، سورا و ساتن سانگبو هستند. پارچه های ابریشمی سفید شده، پارچه های رنگ شده و پارچه های با نرم کننده وجود دارد و در مجموع 29 نوع است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید