perpetrations

[ایالات متحده]/ˌpɜːpəˈtreɪʃənz/
[بریتانیا]/ˌpɜːrpəˈtreɪʃənz/

ترجمه

n. عمل ارتکاب جرم یا انجام کاری نادرست

عبارات و ترکیب‌ها

criminal perpetrations

اقدام مجرمانه

violent perpetrations

اقدام‌های خشن

horrific perpetrations

اقدام‌های وحشتناک

serious perpetrations

اقدام‌های جدی

recent perpetrations

اقدام‌های اخیر

notable perpetrations

اقدام‌های قابل توجه

documented perpetrations

اقدام‌های مستند

reported perpetrations

اقدام‌های گزارش شده

alleged perpetrations

اقدام‌های ادعا شده

past perpetrations

اقدام‌های گذشته

جملات نمونه

the investigation revealed numerous perpetrations of fraud.

تحقیقات نشان داد که اعمال متعددی از کلاهبرداری وجود دارد.

the perpetrations of the crime shocked the entire community.

اعمال مجرمانه شوک بزرگی به کل جامعه وارد کرد.

authorities are working to prevent further perpetrations.

مقامات در تلاشند تا از وقوع بیشتر این اعمال جلوگیری کنند.

witnesses reported the perpetrations happening late at night.

شاهدان گزارش دادند که این اعمال در اواخر شب رخ داده است.

the perpetrations were meticulously planned and executed.

این اعمال به دقت برنامه ریزی و اجرا شده بودند.

victims of the perpetrations have come forward to share their stories.

قربانیان این اعمال برای به اشتراک گذاشتن داستان هایشان وارد شده اند.

law enforcement agencies are tracking the perpetrations closely.

مقامات انتظامی به دقت در حال ردیابی این اعمال هستند.

understanding the motives behind such perpetrations is crucial.

درک انگیزه های پشت این اعمال بسیار مهم است.

the perpetrations were part of a larger criminal network.

این اعمال بخشی از یک شبکه جنایتکار بزرگتر بودند.

efforts to combat the perpetrations have intensified recently.

تلاش ها برای مقابله با این اعمال اخیراً تشدید شده است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید