perpetuations

[ایالات متحده]/pə,petju'eiʃən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. تداوم، وجود ابدی

عبارات و ترکیب‌ها

perpetuation of culture

تداوم فرهنگ

perpetuation of tradition

تداوم سنت

perpetuation of knowledge

تداوم دانش

جملات نمونه

The perpetuation of harmful stereotypes can have serious consequences.

تداوم ترویج کلیشه‌های مضر می‌تواند عواقب جدی داشته باشد.

Education is key to preventing the perpetuation of ignorance.

آموزش، کلید پیشگیری از تداوم نادانی است.

Media plays a significant role in the perpetuation of beauty standards.

رسانه ها نقش مهمی در تداوم استانداردهای زیبایی ایفا می کنند.

Social media can contribute to the perpetuation of misinformation.

شبکه های اجتماعی می توانند به تداوم اطلاعات نادرست کمک کنند.

The perpetuation of violence in society must be addressed through comprehensive strategies.

تداوم خشونت در جامعه باید از طریق راهبردهای جامع مورد رسیدگی قرار گیرد.

Historical injustices can lead to the perpetuation of intergenerational trauma.

اجتهادات تاریخی می تواند منجر به تداوم آسیب های بین نسلی شود.

The perpetuation of poverty requires systemic change.

تداوم فقر نیاز به تغییرات سیستمی دارد.

Cultural institutions play a role in the perpetuation of traditional practices.

موسسات فرهنگی نقش مهمی در تداوم سنت های سنتی ایفا می کنند.

The perpetuation of outdated policies can hinder progress.

تداوم سیاست های قدیمی می تواند پیشرفت را مختل کند.

Awareness is crucial in preventing the perpetuation of harmful behaviors.

آگاهی برای پیشگیری از تداوم رفتارهای مضر بسیار مهم است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید