persimmon

[ایالات متحده]/pəˈsɪmən/
[بریتانیا]/pərˈsɪmən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نوعی میوه خوراکی یا درخت؛ میوه درخت خرمالو
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

persimmon tree

درخت شوستانی

ripe persimmon

شوستان رسیده

persimmon pie

پای شوستانی

persimmon jam

مربای شوستانی

persimmon salad

سالاد شوستانی

persimmon fruit

میوه شوستانی

dried persimmon

خرمای خشک

persimmon season

فصل شوستانی

persimmon tree care

مراقبت از درخت شوستانی

persimmon flavor

طعم شوستانی

جملات نمونه

i love eating fresh persimmons in the fall.

من عاشق خوردن میوه هلو تازه در پاییز هستم.

persimmons are rich in vitamins and antioxidants.

میوه هلو سرشار از ویتامین‌ها و آنتی‌اکسیدان‌ها است.

she made a delicious persimmon pudding.

او یک پودینگ خوشمزه میوه هلو درست کرد.

persimmons can be dried and used as snacks.

میوه هلو را می‌توان خشک کرد و به عنوان میان‌وعده استفاده کرد.

in some cultures, persimmons symbolize good luck.

در برخی فرهنگ‌ها، میوه هلو نمادی از خوش‌شانسی است.

he picked ripe persimmons from the tree.

او میوه هلو رسیده را از درخت چید.

persimmons can be used in salads for added sweetness.

می‌توان از میوه هلو در سالاد برای افزودن طعم شیرین استفاده کرد.

we visited a farm known for its persimmons.

ما از مزرعه‌ای که به خاطر میوه هلوهایش معروف بود، بازدید کردیم.

she enjoys making jam from ripe persimmons.

او از درست کردن مربا از میوه هلو رسیده لذت می‌برد.

persimmons can be eaten raw or cooked.

می‌توان میوه هلو را به صورت خام یا پخته خورد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید