pert

[ایالات متحده]/pɜːt/
[بریتانیا]/pɜːrt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. ظریف و جذاب; پرجنب و جوش و روحیه‌دار.

عبارات و ترکیب‌ها

pert and perky

شخصیت با نشاط و پرانرژی

perturbation

اختلال

pertinent

ذی ربط

pertussis

گزش

جملات نمونه

no need to be pert, miss.

نیازی نیست که عصبی باشید، خانم.

the pert est operations of wit

زیرکانه ترین عملیات هوش

the building had a non-resident, pert-time caretaker.

ساختمان یک سرپرست غیرمسکونی و پاره وقت داشت.

a pert, slightly plump girl called Rose.

یک دختر چاق و لاغر به نام رز.

she had a pert nose and deep blue eyes.

او بینی تیزی و چشمان آبی عمیقی داشت.

But many project"s activities do not fit this condition and it is inapposite for them to use PERT/Gantt chart.

اما بسیاری از فعالیت‌های پروژه با این شرط مطابقت ندارند و استفاده از نمودار PERT/Gantt برای آنها مناسب نیست.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید