pertinaciously pursue
به طور پیگیرانه تعقیب کردن
pertinaciously argue
به طور پیگیرانه بحث کردن
pertinaciously insist
به طور پیگیرانه اصرار کردن
pertinaciously seek
به طور پیگیرانه جستجو کردن
pertinaciously defend
به طور پیگیرانه دفاع کردن
pertinaciously hold
به طور پیگیرانه نگه داشتن
pertinaciously challenge
به طور پیگیرانه به چالش کشیدن
pertinaciously fight
به طور پیگیرانه مبارزه کردن
pertinaciously push
به طور پیگیرانه هل دادن
pertinaciously work
به طور پیگیرانه کار کردن
she pursued her goals pertinaciously, never giving up.
او به طور پیگیرانه به دنبال اهداف خود بود و هرگز تسلیم نمیشد.
the lawyer argued pertinaciously for her client's innocence.
وکیل به طور پیگیرانه برای بیگناهی موکل خود استدلال کرد.
he pertinaciously defended his beliefs despite opposition.
او با وجود مخالفت، به طور پیگیرانه از باورهای خود دفاع کرد.
they worked pertinaciously to complete the project ahead of schedule.
آنها به طور پیگیرانه برای تکمیل پروژه زودتر از موعد کار کردند.
she pertinaciously sought answers to her questions.
او به طور پیگیرانه به دنبال پاسخ سؤالات خود بود.
the team played pertinaciously throughout the tournament.
تیم در طول مسابقات به طور پیگیرانه بازی کرد.
he pertinaciously pursued his dream of becoming an artist.
او به طور پیگیرانه به دنبال رویای خود برای تبدیل شدن به یک هنرمند بود.
she answered the questions pertinaciously, showing her knowledge.
او به طور پیگیرانه به سؤالات پاسخ داد و دانش خود را نشان داد.
despite setbacks, he pertinaciously continued his research.
با وجود مشکلات، او به طور پیگیرانه به تحقیق خود ادامه داد.
they pertinaciously campaigned for environmental protection.
آنها به طور پیگیرانه برای حفاظت از محیط زیست کمپین کردند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید