pertinacities

[ایالات متحده]/ˌpɜːtɪˈnæsɪtiz/
[بریتانیا]/ˌpɜrtɪˈnæsɪtiz/

ترجمه

n. سرسختی؛ پافشاری در نگه داشتن یک نظر یا مسیر عمل

عبارات و ترکیب‌ها

personal pertinacities

اصرارهای شخصی

social pertinacities

اصرارهای اجتماعی

cultural pertinacities

اصرارهای فرهنگی

political pertinacities

اصرارهای سیاسی

intellectual pertinacities

اصرارهای فکری

emotional pertinacities

اصرارهای عاطفی

historical pertinacities

اصرارهای تاریخی

economic pertinacities

اصرارهای اقتصادی

behavioral pertinacities

اصرارهای رفتاری

psychological pertinacities

اصرارهای روانشناختی

جملات نمونه

his pertinacities in pursuing the project impressed everyone.

پشتکار او در پیگیری پروژه همه را تحت تاثیر قرار داد.

despite the challenges, her pertinacities led her to success.

با وجود چالش ها، پشتکار او او را به موفقیت رساند.

we admired their pertinacities in fighting for their rights.

ما به پشتکار آنها در مبارزه برای حقوقشان احترام گذاشتیم.

his pertinacities often caused friction with his colleagues.

پشتکار او اغلب باعث ایجاد اصطکاک با همکارانش می شد.

she approached every task with a sense of pertinacities.

او با حس پشتکار به هر کاری پرداخت.

the team's pertinacities were crucial for their victory.

پشتکار تیم برای پیروزی آنها بسیار مهم بود.

his pertinacities in research yielded groundbreaking results.

پشتکار او در تحقیقات، نتایج پیشگامانه ای به دست آورد.

they showed great pertinacities in overcoming obstacles.

آنها پشتکار زیادی در غلبه بر موانع نشان دادند.

her pertinacities made her a respected leader.

پشتکار او باعث شد که او یک رهبر مورد احترام باشد.

his pertinacities in learning the language paid off.

پشتکار او در یادگیری زبان نتیجه بخش بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید