pests

[ایالات متحده]/pɛsts/
[بریتانیا]/pɛsts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. افراد یا چیزهای مضر؛ حشرات؛ آفت‌ها؛ پرندگانی که آسیب می‌زنند؛ حشرات (جمع آفت)

عبارات و ترکیب‌ها

pests control

کنترل آفات

pests management

مدیریت آفات

pests infestation

آلودگی آفات

pests prevention

جلوگیری از آفات

pests removal

حذف آفات

garden pests

آفات باغ

household pests

آفات خانگی

crop pests

آفات محصولات کشاورزی

wood pests

آفات چوب

common pests

آفات رایج

جملات نمونه

farmers often struggle with pests that damage their crops.

کشاورزان اغلب با آفاتی که به محصولات آنها آسیب می‌رسانند، دست و پنجه نرم می‌کنند.

effective pest control is essential for a healthy garden.

کنترل آفات موثر برای داشتن یک باغ سالم ضروری است.

some pests can be beneficial to the ecosystem.

برخی از آفات می‌توانند برای اکوسیستم مفید باشند.

regular inspections help identify pests early.

بازرسی‌های منظم به شناسایی زودهنگام آفات کمک می‌کند.

pests can quickly multiply if not managed properly.

اگر به درستی مدیریت نشوند، آفات می‌توانند به سرعت تکثیر شوند.

organic methods are preferred for controlling garden pests.

روش‌های ارگانیک برای کنترل آفات باغ ترجیح داده می‌شوند.

some people are allergic to certain pests like dust mites.

برخی از افراد به برخی از آفات مانند کنه گرد، آلرژی دارند.

invasive pests can threaten local wildlife populations.

آفات مهاجم می‌توانند جمعیت حیات وحش محلی را تهدید کنند.

keeping your home clean can help prevent pests.

تمیز نگه داشتن خانه می‌تواند به جلوگیری از آفات کمک کند.

pests often seek shelter in warm places during winter.

آفات اغلب در زمستان به دنبال پناهگاه در مکان‌های گرم می‌گردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید