petechias

[ایالات متحده]/pɪˈtiːkiəz/
[بریتانیا]/pəˈtiːkiəz/

ترجمه

n. لکه‌های کوچک قرمز یا بنفش روی پوست

عبارات و ترکیب‌ها

petechias on skin

خونریزی‌های نقطه‌ای روی پوست

petechias in mouth

خونریزی‌های نقطه‌ای در دهان

petechias and bruising

خونریزی‌های نقطه‌ای و کبودی

petechias due to

خونریزی‌های نقطه‌ای به دلیل

petechias with fever

خونریزی‌های نقطه‌ای همراه با تب

petechias after injury

خونریزی‌های نقطه‌ای پس از آسیب

petechias in infants

خونریزی‌های نقطه‌ای در نوزادان

petechias and rash

خونریزی‌های نقطه‌ای و بثورات پوستی

petechias on legs

خونریزی‌های نقطه‌ای روی پاها

petechias with headache

خونریزی‌های نقطه‌ای همراه با سردرد

جملات نمونه

patients with petechias may require further examination.

بیماران مبتلا به پتشی ممکن است نیاز به بررسی بیشتر داشته باشند.

petechias can be a sign of a serious medical condition.

پتشی می‌تواند نشانه‌ای از یک بیماری جدی باشد.

she noticed petechias on her legs after the hike.

او متوجه پتشی روی پاهایش پس از پیاده‌روی شد.

doctors often look for petechias during a physical exam.

پزشکان اغلب در هنگام معاینه فیزیکی به دنبال پتشی می‌گردند.

petechias can appear due to various underlying causes.

پتشی می‌تواند به دلیل علل زمینه‌ای مختلف ظاهر شود.

it is important to report any petechias to your doctor.

گزارش هرگونه پتشی به پزشک خود مهم است.

petechias often indicate a problem with blood clotting.

پتشی اغلب نشان‌دهنده مشکل در انعقاد خون است.

after the injury, he developed petechias on his arm.

پس از آسیب، او پتشی روی بازویش ایجاد کرد.

some infections can lead to the formation of petechias.

برخی از عفونت‌ها می‌توانند منجر به تشکیل پتشی شوند.

she was worried when she saw petechias on her skin.

او نگران بود وقتی پتشی روی پوستش را دید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید