rashes

[ایالات متحده]/ræʃɪz/
[بریتانیا]/ræʃɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جمع شکل جوش؛ فوران‌های پوستی؛ مقادیر زیاد؛ چیزهای ناخوشایندی که ظاهر می‌شوند

عبارات و ترکیب‌ها

skin rashes

کمیون پوستی

allergic rashes

کمیون‌های آلرژیک

heat rashes

کمیون‌های ناشی از گرما

contact rashes

کمیون‌های ناشی از تماس

eczema rashes

کمیون‌های اگزما

diaper rashes

کمیون پوشک

viral rashes

کمیون‌های ویروسی

rash symptoms

علائم کمیون

rashes treatment

درمان کمیون

rashes causes

علت کمیون

جملات نمونه

she developed rashes after using a new soap.

او بعد از استفاده از یک صابون جدید دچار بثورات پوستی شد.

rashes can be a sign of an allergic reaction.

بثورات پوستی می‌تواند نشانه‌ای از واکنش آلرژیک باشد.

he scratched his rashes, making them worse.

او بثورات پوستی خود را خاراند و آن‌ها را بدتر کرد.

doctors recommend avoiding hot water for rashes.

پزشکان توصیه می‌کنند از آب گرم برای بثورات پوستی خودداری کنید.

rashes often appear in warm, humid weather.

بثورات پوستی اغلب در هوای گرم و مرطوب ظاهر می‌شوند.

she applied cream to soothe her rashes.

او کرم زد تا بثورات پوستی خود را تسکین دهد.

rashes can sometimes indicate a more serious condition.

بثورات پوستی گاهی اوقات می‌تواند نشانه‌ای از یک وضعیت جدی‌تر باشد.

he visited the doctor because of persistent rashes.

او به دلیل بثورات پوستی مداوم به پزشک مراجعه کرد.

keeping the skin clean can help prevent rashes.

تمیز نگه داشتن پوست می‌تواند به جلوگیری از بثورات پوستی کمک کند.

rashes can be itchy and uncomfortable.

بثورات پوستی می‌توانند خارش آور و ناراحت کننده باشند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید