petiolate

[ایالات متحده]/ˈpɛtɪəleɪt/
[بریتانیا]/ˈpɛtiˌoʊlɪt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. دارای دمبرگ؛ دارای ساقه

عبارات و ترکیب‌ها

petiolate leaves

برگ‌های ساقه دار

petiolate stems

ساقه های ساقه دار

petiolate flowers

گل های ساقه دار

petiolate buds

سرشاخه‌های ساقه دار

petiolate plants

گیاهان ساقه دار

petiolate structures

ساختارهای ساقه دار

petiolate traits

ویژگی های ساقه دار

petiolate varieties

گونه های ساقه دار

petiolate characteristics

مشخصات ساقه دار

petiolate morphology

مورفولوژی ساقه دار

جملات نمونه

the leaves of the plant are petiolate.

برگ‌های گیاه ساقه دار هستند.

petiolate leaves can be found in many species.

برگ‌های ساقه دار را می‌توان در بسیاری از گونه‌ها یافت.

understanding petiolate structures is important in botany.

درک ساختارهای ساقه دار در گیاه‌شناسی مهم است.

this tree has petiolate leaves that sway in the wind.

این درخت دارای برگ‌های ساقه دار است که در باد به رقص در می‌آیند.

some petiolate plants thrive in wet environments.

برخی از گیاهان ساقه دار در محیط‌های مرطوب رشد می‌کنند.

scientists study petiolate features to classify species.

دانشمندان ویژگی‌های ساقه دار را برای طبقه‌بندی گونه‌ها مطالعه می‌کنند.

identifying petiolate characteristics helps in plant identification.

تشخیص ویژگی‌های ساقه دار به شناسایی گیاهان کمک می‌کند.

she noted the petiolate nature of the new plant.

او به طبیعت ساقه دار گیاه جدید اشاره کرد.

many herbs have petiolate leaves that are easy to recognize.

بسیاری از گیاهان دارویی دارای برگ‌های ساقه دار هستند که به راحتی قابل تشخیص هستند.

in her research, she focused on petiolate variations.

در تحقیقات خود، او بر روی تغییرات ساقه دار تمرکز کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید