sessile

[ایالات متحده]/'sesaɪl/
[بریتانیا]/'sɛsl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. بدون ساقه، ثابت در یک مکان.

جملات نمونه

Pistil sessile or on a long gynophore.

کیسه میوه ساقه دار یا روی یک gynophore بلند.

Fruit dehiscent siliques, linear, latiseptate, sessile;

میوه منفجر شونده سیلیک، خطی، لاتیسپتات، ساقه دار;

Fruit dehiscent siliques, linear, latiseptate, sessile or shortly stipitate;

میوه منفجر شونده سیلیک، خطی، لاتیسپتات، ساقه دار یا کوتاه ساقه دار;

In scyphozoan jellyfish, the free-swimming medusa form is the dominant stage, with the sessile polyp form found only during larval development.

در جهش‌کورهای اسکیفوئوزوآنی، فرم مدوزای شناور آزاد، مرحله غالب است، در حالی که فرم پلیپ غیرمتحرک فقط در طول رشد لاروی یافت می‌شود.

Anthers sessile, circular, 2-loculed, introrse, connate into a synandrium, dehiscence longitudinal.

میخک‌ها غیرطوقه‌ای، دایره‌ای، 2 حفره‌ای، به سمت داخل، به هم پیوسته به یک سیناندریوم، گشودگی طولی.

Fruit indehiscent or tardily dehiscent, often lomentaceous siliques, breaking transversely into 1(or 2)-seeded units, linear or oblong, terete, sessile;

میوه غیرباز یا دیرباز، اغلب سیلیک‌های لومنتاس، که به صورت عرضی به واحد‌های 1 (یا 2) دانه‌ای، خطی یا دراز، کروی، غیرطوقه‌ای تقسیم می‌شود;

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید