petiolated

[ایالات متحده]/ˈpɛtiˌoʊleɪtɪd/
[بریتانیا]/ˈpɛtiəˌleɪtɪd/

ترجمه

adj. داشتن دمبرگ یا ساقه

عبارات و ترکیب‌ها

petiolated leaf

برگ دمگل

petiolated stem

ساقه دمگل

petiolated flower

گل دمگل

petiolated fruit

میوه دمگل

petiolated bud

جوانه دمگل

petiolated structure

ساختار دمگل

petiolated branch

شاخه دمگل

petiolated attachment

اتصال دمگل

petiolated growth

رشد دمگل

petiolated axis

محور دمگل

جملات نمونه

the leaves are petiolated, allowing for better light exposure.

برگ‌ها ساقه دار هستند که به آنها اجازه می‌دهد نور بیشتری دریافت کنند.

we observed petiolated flowers during our nature walk.

ما گل‌های ساقه دار را در طول پیاده‌روی در طبیعت مشاهده کردیم.

petiolated plants often thrive in various environments.

گیاهان ساقه دار اغلب در محیط‌های مختلف رشد می‌کنند.

the botanist explained the importance of petiolated leaves.

گیاه‌شناس اهمیت برگ‌های ساقه دار را توضیح داد.

many species exhibit petiolated characteristics for adaptation.

گونه‌های بسیاری ویژگی‌های ساقه دار را برای سازگاری نشان می‌دهند.

in her garden, she prefers petiolated varieties for their beauty.

در باغ خود، او انواع ساقه دار را به دلیل زیبایی‌شان ترجیح می‌دهد.

understanding petiolated structures can enhance botanical studies.

درک ساختارهای ساقه دار می‌تواند مطالعات گیاه‌شناسی را بهبود بخشد.

some petiolated plants require specific care to thrive.

برخی از گیاهان ساقه دار برای رشد به مراقبت‌های خاصی نیاز دارند.

the researcher noted the differences in petiolated and sessile leaves.

محقق تفاوت‌های برگ‌های ساقه دار و بدون ساقه را یادداشت کرد.

she collected samples of petiolated herbs for her experiment.

او نمونه‌هایی از گیاهان دارویی ساقه دار را برای آزمایش خود جمع آوری کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید