pew

[ایالات متحده]/pjuː/
[بریتانیا]/pju/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. صندلی بلند در یک کلیسا
Word Forms
جمعpews

عبارات و ترکیب‌ها

church pew

نیمکت کلیسا

quiet pew

نیمکت آرام

pew research center

مرکز تحقیقات pew

جملات نمونه

the pews settled down.

نیمکت‌ها آرام گرفتند.

Can't you find a pew somewhere?

آیا نمی‌توانی نیمکتی در جایی پیدا کنی؟

The pews, the pulpit and the altar are of a piece with the simple elegance of the church itself.

نیمکت‌ها، منبر و مذبح همگی با سادگی و ظرافت کلیسا مطابقت دارند.

I sat in my pew and heard him prate on for at least an hour and a half.

من روی نیمکتم نشستم و او را حداقل یک ساعت و نیم صحبت‌های بی‌معنی شنیدم.

Good to see you! Take a pew and I’ll get us a drink.

خوشح‌ام که دیدمت! یک نیمکت بگیر و من برایمان نوشیدنی می‌گیرم.

The church was filled with people sitting in the pews.

کلیسای مملو از افرادی بود که روی نیمکت‌ها نشسته بودند.

The bride walked down the aisle of the church towards the pew where her groom was waiting.

عروس در راهرو کلیسا به سمت نیمکتی که دامادش منتظر بود، راه رفت.

The wooden pew creaked as the old man sat down heavily.

نیمکت چوبی با نشستن سنگین مرد پیر صدا داد.

She knelt in prayer at the pew, seeking solace in her faith.

او در حالی که به دنبال آرامش در ایمان خود بود، در کنار نیمکت زانو زد و دعا کرد.

The choir sang hymns from the front of the church, facing the pews.

گروه کر در جلوی کلیسا، رو به روی نیمکت‌ها، سرودها را خواند.

The children squirmed in their seats on the pew, unable to sit still during the long service.

کودکان در حالی که نمی‌توانستند در طول مراسم طولانی بی‌حرکت بمانند، در صندلی‌های خود روی نیمکت‌ها دست و پا می‌زدند.

She found an old Bible tucked away in the pew, left behind by a previous worshipper.

او یک انجیل قدیمی را در نیمکت پیدا کرد که توسط یک نمازگزار قبلی رها شده بود.

The pew cushions were embroidered with intricate patterns, adding a touch of elegance to the church.

بالشتک‌های نیمکت با طرح‌های پیچیده گلدوزی شده بودند که به کلیسا ظاهری زیبا بخشید.

The churchgoers filed into the pews, ready to listen to the Sunday sermon.

افراد حاضر در کلیسا به سمت نیمکت‌ها رفتند و آماده گوش دادن به سخنرانی یکشنبه بودند.

He sat at the end of the pew, lost in thought as he stared out the stained glass windows.

او در انتهای نیمکت نشست و در حالی که به پنجره‌های شیشه‌ای رنگی نگاه می‌کرد، غرق در فکر شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید