pfennigs

[ایالات متحده]/ˈfɛnɪɡz/
[بریتانیا]/ˈfɛnɪɡz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شکل جمع pfennig، یک سکه آلمانی به ارزش یک صدُم مارک

عبارات و ترکیب‌ها

two pfennigs

دو پنی

five pfennigs

پنج پنی

ten pfennigs

ده پنی

one pfennig

یک پنی

many pfennigs

بسیاری از پنی

cheap pfennigs

ارزان پنی

old pfennigs

پنی های قدیمی

new pfennigs

پنی های جدید

lost pfennigs

پنی های گم شده

spare pfennigs

پنی های اضافی

جملات نمونه

he saved a few pfennigs for a rainy day.

او چند پنی برای روزهای بارانی کنار گذاشت.

she found a pfennig on the street.

او یک پنی را در خیابان پیدا کرد.

the candy costs only a few pfennigs.

شیرینی فقط چند پنی هزینه دارد.

he counted his pfennigs before buying the toy.

او قبل از خرید اسباب بازی، پنی های خود را شمرد.

they exchanged pfennigs for small items at the market.

آنها پنی ها را در بازار با اقلام کوچک عوض کردند.

it takes a lot of pfennigs to save for a trip.

برای سفر کردن، باید مقدار زیادی پنی پس انداز کرد.

she collected pfennigs from different countries.

او پنی ها را از کشورهای مختلف جمع آوری کرد.

he joked that he was rich in pfennigs.

او شوخی کرد که در پنی ها ثروتمند است.

the old man reminisced about the days when pfennigs were common.

مرد مسن به روزهایی که پنی ها رایج بودند فکر کرد.

she spent her last pfennigs on a book.

او آخرین پنی های خود را برای خرید کتاب خرج کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید