phenocryst

[ایالات متحده]/ˈfiːnəʊkrɪst/
[بریتانیا]/ˈfiːnəˌkrɪst/

ترجمه

n. یک بلور بزرگ که در یک ماتریس دانه ریزتر در سنگ‌های آتش‌فشانی قرار دارد؛ بلوری که به وضوح بزرگتر از مواد اطراف است
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

large phenocryst

بزرگ‌دانه

phenocryst size

اندازه دانه

phenocryst composition

ترکیب دانه

phenocryst texture

بافت دانه

phenocryst abundance

فراوانی دانه

phenocryst formation

تشکیل دانه

phenocryst analysis

تجزیه و تحلیل دانه

phenocryst development

توسعه دانه

phenocryst identification

شناسایی دانه

phenocryst distribution

توزیع دانه

جملات نمونه

the phenocryst in the rock indicates its formation history.

وجود فنوکریست در سنگ نشان دهنده تاریخچه تشکیل آن است.

geologists study phenocrysts to understand volcanic activity.

زمین شناسان فنوکریست ها را برای درک فعالیت های آتشفشانی مطالعه می کنند.

phenocrysts can provide insights into the magma's composition.

فنوکریست ها می توانند بینشی در مورد ترکیب ماگما ارائه دهند.

in this sample, the phenocryst is predominantly quartz.

در این نمونه، فنوکریست عمدتاً کوارتز است.

the presence of phenocrysts suggests a slow cooling process.

وجود فنوکریست ها نشان دهنده یک فرآیند خنک شدن آهسته است.

phenocrysts are often larger than the surrounding matrix.

فنوکریست ها اغلب بزرگتر از ماتریس اطراف هستند.

identifying phenocrysts helps in classifying igneous rocks.

شناسایی فنوکریست ها به طبقه بندی سنگ های آذرین کمک می کند.

the phenocryst texture can reveal the cooling history of the magma.

بافت فنوکریست می تواند تاریخچه خنک شدن ماگما را نشان دهد.

some minerals act as phenocrysts in volcanic rocks.

برخی مواد معدنی به عنوان فنوکریست در سنگ های آتشفشانی عمل می کنند.

studying the size of phenocrysts can indicate the eruption style.

بررسی اندازه فنوکریست ها می تواند سبک فوران را نشان دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید