phew

[ایالات متحده]/fjuː/
[بریتانیا]/fju/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

int. واو
vi. زبان را به دندان گرفتن

جملات نمونه

phew, what a year!.

خدا شانس بهم داد، چه سالی!

Phew!That was a close call—she nearly saw us!

خدایاشکر! خیلی نزدیک بود که اونها ما رو ببینن!

Phew... it's hot in there. -Hah! It's done. -Cook! Cook! -Your Hasenpfeffer.

وای... اینجا خیلی گرمه. -ها! تموم شده. -سرخ کرد! سرخ کرد! -هاسنپفر شما.

Phew, that was a close call!

خدایاشکر، خیلی نزدیک بود!

I finally finished the project, phew!

خدا شانس بهم داد! بالاخره پروژه رو تموم کردم!

Phew, I need a break after all that running.

خدایاشکر، بعد از این همه دویدن به یه استراحت نیاز دارم.

Phew, it's hot outside today.

خدایاشکر، امروز هوا خیلی گرمه.

After a long day at work, I just want to relax and say phew.

بعد از یه روز طولانی در محل کار، فقط می‌خوام استراحت کنم و بگم خدایاشکر.

Phew, I almost missed my flight!

خدایاشکر، تقریباً داشتم پروازم رو از دست می‌دادم!

Phew, that was a lot of work to get done.

خدایاشکر، انجام این همه کار خیلی سخت بود.

I finally found my keys, phew!

خدایاشکر، بالاخره کلیدام رو پیدا کردم!

Phew, I'm glad that's over with.

خدایاشکر که تموم شد.

Phew, what a relief to hear that good news!

خدایاشکر که اون خبر خوب رو شنیدم!

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید