philately

[ایالات متحده]/fɪˈlæt.əl.i/
[بریتانیا]/fɪˈlæt.əl.i/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جمع‌آوری و مطالعه تمبرهای پستی؛ سرگرمی جمع‌آوری تمبرها

عبارات و ترکیب‌ها

philately club

باشگاه پست‌گردانی

philately exhibition

نمایشگاه پست‌گردانی

philately collection

کلکسیون پست‌گردانی

philately society

انجمن پست‌گردانی

philately stamp

تمبر پست‌گردانی

philately hobby

سرگرمی پست‌گردانی

philately event

رویداد پست‌گردانی

philately interest

علاقه به پست‌گردانی

philately guide

راهنمای پست‌گردانی

philately magazine

مجله پست‌گردانی

جملات نمونه

philately is a fascinating hobby for many people.

پیدا کردن تمبر یک سرگرمی جذاب برای بسیاری از مردم است.

he started philately at a young age.

او در سن جوانی به جمع آوری تمبر علاقه مند شد.

philately can help you learn about history and geography.

جمع آوری تمبر می تواند به شما کمک کند تا در مورد تاریخ و جغرافیا بیشتر بیاموزید.

she has an impressive philately collection.

او مجموعه تمبرهای قابل توجهی دارد.

joining a philately club can connect you with other collectors.

پیوستن به یک باشگاه جمع آوری تمبر می تواند شما را با سایر کلکسیونرها ارتباط دهد.

he often attends philately exhibitions to find rare stamps.

او اغلب به نمایشگاه های جمع آوری تمبر می رود تا تمبرهای کمیاب پیدا کند.

philately requires patience and attention to detail.

جمع آوری تمبر صبر و توجه به جزئیات را می طلبد.

she enjoys reading about the history of philately.

او از خواندن در مورد تاریخچه جمع آوری تمبر لذت می برد.

philately can be a great way to invest your money.

جمع آوری تمبر می تواند راهی عالی برای سرمایه گذاری پول شما باشد.

many children are introduced to philately through school projects.

بسیاری از کودکان از طریق پروژه های مدرسه با جمع آوری تمبر آشنا می شوند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید