philologue

[ایالات متحده]/ˈfɪləlɒg/
[بریتانیا]/ˈfɪləˌlɔg/

ترجمه

n. یک عالم زبان یا ادبیات
شکل‌های واژه

عبارات و ترکیب‌ها

philologue expert

خبير متخصص

philologue studies

تحقیقات متخصص

philologue analysis

تجزیه و تحلیل متخصص

philologue perspective

دیدگاه متخصص

philologue approach

رویکرد متخصص

philologue theory

نظریه متخصص

philologue research

تحقیقات متخصص

philologue tradition

سنّت متخصص

philologue discourse

گفتمان متخصص

philologue community

جامعه متخصص

جملات نمونه

as a philologue, she dedicated her life to studying ancient texts.

به عنوان یک فیلوگ، او زندگی خود را وقف مطالعه متون باستانی کرد.

the philologue analyzed the evolution of language over centuries.

فیلوگ، تکامل زبان را در طول قرن‌ها تجزیه و تحلیل کرد.

he became a philologue after years of studying linguistics.

پس از سال‌ها مطالعه زبان‌شناسی، او به یک فیلوگ تبدیل شد.

the philologue's research contributed significantly to our understanding of dialects.

تحقیقات فیلوگ به طور قابل توجهی به درک ما از لهجه‌ها کمک کرد.

she wrote a book on the methods used by philologues throughout history.

او کتابی در مورد روش‌های مورد استفاده توسط فیلوگ‌ها در طول تاریخ نوشت.

being a philologue requires a deep appreciation for language.

فیلوگ بودن مستلزم قدردانی عمیق از زبان است.

philologues often collaborate with historians to interpret texts.

فیلوگ‌ها اغلب با مورخانان برای تفسیر متون همکاری می‌کنند.

the philologue presented her findings at an international conference.

فیلوگ یافته‌های خود را در یک کنفرانس بین‌المللی ارائه کرد.

his passion for languages led him to become a philologue.

اشتیاق او به زبان‌ها باعث شد که او به یک فیلوگ تبدیل شود.

the philologue emphasized the importance of preserving endangered languages.

فیلوگ بر اهمیت حفظ زبان‌های در معرض خطر تأکید کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید