philosophises

[ایالات متحده]/fi'lɔsəfaiz/
[بریتانیا]/fɪˈlɑsəˌfaɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vi. در مورد مسائل فلسفی تأمل کردن؛ در تحقیق نظری مشغول شدن.

جملات نمونه

He philosophises instead of actually doing something.

او به جای انجام دادن کار، فلسفه می کند.

It is not the wise man, or the scribe, or those able to dispute and philosophise that God has called.

خداوند کسانی را که عاقل یا نویسنده هستند یا کسانی که قادر به بحث و فلسفه کردن هستند فراخوانی نکرده است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید