phlebotomize patients
خونگیری از بیماران
phlebotomize samples
خونگیری از نمونهها
phlebotomize quickly
به سرعت خونگیری
phlebotomize effectively
به طور موثر خونگیری
phlebotomize safely
به طور ایمن خونگیری
phlebotomize children
خونگیری از کودکان
phlebotomize adults
خونگیری از بزرگسالان
phlebotomize veins
خونگیری از رگها
phlebotomize blood
خونگیری از خون
phlebotomize efficiently
به طور کارآمد خونگیری
the nurse will phlebotomize the patient for blood tests.
پرستار بیمار را برای انجام آزمایشات خون نمونهگیری خواهد کرد.
it's important to phlebotomize correctly to avoid complications.
برای جلوگیری از عوارض، انجام نمونهگیری به درستی مهم است.
before surgery, the doctor may need to phlebotomize the donor.
قبل از جراحی، پزشک ممکن است نیاز به نمونهگیری از اهدا کننده داشته باشد.
they trained all staff to phlebotomize safely.
آنها تمام کارکنان را برای انجام ایمن نمونهگیری آموزش دادند.
phlebotomize the sample carefully to ensure accuracy.
برای اطمینان از دقت، نمونه را با دقت نمونهگیری کنید.
she learned how to phlebotomize during her clinical rotations.
او در دوران کارآموزی بالینی یاد گرفت که چگونه نمونهگیری کند.
the lab technician will phlebotomize you for the study.
تکنسین آزمایشگاه شما را برای مطالعه نمونهگیری خواهد کرد.
he was nervous about having to phlebotomize his first patient.
او در مورد اینکه مجبور شد اولین بیمار خود را نمونهگیری کند، عصبی بود.
to phlebotomize effectively, you need proper training.
برای انجام موثر نمونهگیری، به آموزش مناسب نیاز دارید.
the procedure to phlebotomize involves using a sterile needle.
روش نمونهگیری شامل استفاده از سوزن استریل است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید