phlegms

[ایالات متحده]/flɛmz/
[بریتانیا]/flɛmz/

ترجمه

n. مو mucus یا خلط phlegm در سیستم تنفسی

عبارات و ترکیب‌ها

clear phlegms

خلط شفاف

excess phlegms

خلط اضافی

thick phlegms

خلط غلیظ

green phlegms

خلط سبز

phlegms buildup

تجمع خلط

phlegms cough

سرفه خلط

phlegms production

تولید خلط

phlegms removal

از بین بردن خلط

phlegms symptoms

علائم خلط

phlegms treatment

درمان خلط

جملات نمونه

he coughed up phlegms during the cold.

او در طول سرماخوردگی خلط را بیرون آورد.

she felt relieved after clearing her throat of phlegms.

او بعد از پاک کردن خلط از گلویش احساس راحتی کرد.

the doctor advised him to drink warm fluids to help with phlegms.

پزشک به او توصیه کرد تا به منظور کمک به خلط، مایعات گرم بنوشد.

phlegms can be a sign of respiratory infection.

خلط می‌تواند نشانه‌ای از عفونت تنفسی باشد.

she used a humidifier to reduce phlegms in the air.

او از یک دستگاه بخور برای کاهش خلط در هوا استفاده کرد.

he noticed an increase in phlegms during allergy season.

او در فصل آلرژی افزایش خلط را متوجه شد.

drinking herbal tea can help soothe phlegms.

نوشیدن چای گیاهی می‌تواند به تسکین خلط کمک کند.

phlegms can make it difficult to breathe comfortably.

خلط می‌تواند تنفس راحت را دشوار کند.

she was prescribed medication to help reduce phlegms.

دارو برای کاهش خلط برای او تجویز شد.

he learned how to manage phlegms with home remedies.

او یاد گرفت که چگونه با درمان‌های خانگی خلط را مدیریت کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید