phot

[ایالات متحده]/fɒt/
[بریتانیا]/fɑt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. واحد روشنایی برابر با یک لومن در هر فوت مربع؛ واحد اندازه‌گیری در فوتومتری
Word Forms
جمعphots

عبارات و ترکیب‌ها

phot shop

فتوشاپ

phot booth

کابین عکس

phot frame

قاب عکس

phot album

آلبوم عکس

phot shoot

عکس گرفتن

phot paper

کاغذ عکاسی

phot gallery

گالری عکس

phot book

کتاب عکس

phot editing

ویرایش عکس

phot contest

مسابقه عکس

جملات نمونه

she took a beautiful phot of the sunset.

او یک عکس زیبا از غروب خورشید گرفت.

he loves to phot nature during his travels.

او عاشق عکاسی از طبیعت در طول سفرش است.

can you send me the phot from our last trip?

آیا می توانید عکس ما را از آخرین سفرمان برایم بفرستید؟

they are planning to phot the wedding ceremony.

آنها قصد دارند از مراسم عروسی عکس بگیرند.

she has a talent for phot capturing moments.

او استعداد ثبت لحظات را دارد.

we need to phot the event for our website.

ما باید رویداد را برای وب سایت خودمان عکس بگیریم.

he edited the phot to enhance the colors.

او عکس را ویرایش کرد تا رنگ ها را بهبود بخشد.

she shared a phot of her new puppy online.

او یک عکس از توله سگ جدیدش را به صورت آنلاین به اشتراک گذاشت.

they hired a professional to phot the family portrait.

آنها یک متخصص استخدام کردند تا از پرتره خانوادگی عکس بگیرند.

he enjoys phot taking classes on weekends.

او از شرکت در کلاس های عکاسی در آخر هفته ها لذت می برد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید