physiognomists

[ایالات متحده]/ˌfɪz.iˈɒɡ.nə.mɪst/
[بریتانیا]/ˌfɪz.iˈɑː.ɡ.nə.mɪst/

ترجمه

n. فردی که شخصیت یا ویژگی‌های شخصیتی یک فرد را از ویژگی‌های صورت او تفسیر می‌کند؛ یک کارشناس فیزیونومی

عبارات و ترکیب‌ها

expert physiognomist

فیزیونومیست متخصص

talented physiognomist

فیزیونومیست با استعداد

skilled physiognomist

فیزیونومیست ماهر

renowned physiognomist

فیزیونومیست مشهور

famous physiognomist

فیزیونومیست معروف

trained physiognomist

فیزیونومیست آموزش دیده

professional physiognomist

فیزیونومیست حرفه‌ای

amateur physiognomist

فیزیونومیست آماتور

female physiognomist

فیزیونومیست زن

male physiognomist

فیزیونومیست مرد

جملات نمونه

the physiognomist analyzed the subject's facial features.

فیزیونوماست ویژگی‌های چهره سوژه را تجزیه و تحلیل کرد.

many believe a skilled physiognomist can reveal personality traits.

بسیاری معتقدند یک فیزیونوماست ماهر می‌تواند ویژگی‌های شخصیتی را آشکار کند.

the physiognomist's predictions fascinated the audience.

پیش‌بینی‌های فیزیونوماست مخاطبان را مجذوب خود کرد.

she consulted a physiognomist to understand her luck.

او برای درک شانس خود با یک فیزیونوماست مشورت کرد.

a physiognomist can often tell if someone is trustworthy.

یک فیزیونوماست اغلب می‌تواند تشخیص دهد که آیا کسی قابل اعتماد است یا خیر.

the physiognomist pointed out the subtle signs of stress.

فیزیونوماست علائم ظریف استرس را نشان داد.

in ancient times, physiognomists held significant influence.

در زمان‌های قدیم، فیزیونوماست‌ها نفوذ زیادی داشتند.

she became a renowned physiognomist in her community.

او به یک فیزیونوماست مشهور در جامعه خود تبدیل شد.

the physiognomist offered insights into the character of the candidates.

فیزیونوماست بینش‌هایی در مورد شخصیت نامزدها ارائه داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید