piaster

[ایالات متحده]/pɪˈæstə/
[بریتانیا]/pɪˈæstər/

ترجمه

n. واحد پول در مصر، اسپانیا و مکزیک
Word Forms
جمعpiasters

عبارات و ترکیب‌ها

one piaster

یک پیستر

ten piasters

ده پیستر

piaster currency

ارز پیستر

piaster value

ارزش پیستر

piaster note

یادداشت پیستر

piaster exchange

تبادل پیستر

piaster rate

نرخ پیستر

piaster coin

سکه پیستر

piaster price

قیمت پیستر

piaster denomination

اسمی پیستر

جملات نمونه

the price of the item is five piasters.

قیمت این مورد پنج پیاستر است.

he saved a few piasters for his trip.

او چند پیاستر برای سفرش پس انداز کرد.

she found a piaster on the street.

او یک پیاستر در خیابان پیدا کرد.

the currency is measured in piasters.

ارز بر اساس پیاستر محاسبه می شود.

they exchanged dollars for piasters.

آنها دلار با پیاستر مبادله کردند.

prices have increased by several piasters.

قیمت ها چند پیاستر افزایش یافته است.

he donated some piasters to charity.

او مقداری پیاستر به خیریه اهدا کرد.

the market was bustling with piaster transactions.

بازار مملو از معاملات پیاستر بود.

she counted her piasters carefully.

او پیاسترهای خود را با دقت شمرد.

he made a profit of ten piasters from the sale.

او از فروش ۱۰ پیاستر سود کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید