piccaninny

[ایالات متحده]/ˌpɪkəˈnɪni/
[بریتانیا]/ˌpɪkəˈnɪni/

ترجمه

n. اصطلاحی که برای اشاره به یک کودک سیاه یا یک کودک بومی در استرالیا استفاده می‌شود.; اصطلاحی برای یک کودک از تبار آفریقایی.
شکل‌های واژه

عبارات و ترکیب‌ها

piccaninny smile

لبخند کودکانه

piccaninny dance

رقص کودکانه

piccaninny charm

جذابیت کودکانه

piccaninny laughter

خنده کودکانه

piccaninny games

بازی‌های کودکانه

piccaninny antics

رفتارهای کودکانه

piccaninny joy

شادی کودکانه

piccaninny play

بازی کودکانه

piccaninny spirit

روح کودکانه

piccaninny tales

داستان‌های کودکانه

جملات نمونه

the piccaninny laughed joyfully in the park.

کودک خنده دار با خوشحالی در پارک خندید.

she took a picture of the piccaninny playing with a puppy.

او از کودک که با یک توله سگ بازی می کرد، عکس گرفت.

the piccaninny enjoyed the colorful balloons at the fair.

کودک از بالن های رنگارنگ در نمایشگاه لذت برد.

everyone adored the piccaninny's cheerful smile.

همه از لبخند شاد کودک استقبال کردند.

the piccaninny ran around the playground with excitement.

کودک با هیجان در اطراف زمین بازی دوید.

her piccaninny friends joined her for a picnic.

دوستان کودک او برای پیک نیک به او پیوستند.

the piccaninny wore a bright red hat on a sunny day.

کودک یک کلاه قرمز روشن در یک روز آفتابی پوشید.

the piccaninny's laughter filled the air during the party.

خنده کودک در طول مهمانی هوا را پر کرد.

we watched the piccaninny chase butterflies in the garden.

ما دیدیم که کودک در باغ دنبال پروانه ها می دود.

the piccaninny painted a beautiful picture at school.

کودک یک نقاشی زیبا در مدرسه کشید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید