pickerel

[ایالات متحده]/ˈpɪk.ər.əl/
[بریتانیا]/ˈpɪk.ɚ.əl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نوعی ماهی، مرتبط با قزل آلا؛ قزل آلا جوان یا کوچک
Word Forms
جمعpickerels

عبارات و ترکیب‌ها

pickerel fishing

ماهیگیریPickerel

pickerel season

فصل Pickerel

pickerel recipe

دستور العمل Pickerel

pickerel lake

دریاچه Pickerel

pickerel bite

گاز Pickerel

pickerel spawn

تخم ریزی Pickerel

pickerel population

جمعیت Pickerel

pickerel habitat

زیستگاه Pickerel

pickerel catch

گرفتن Pickerel

pickerel tournament

مسابقه Pickerel

جملات نمونه

we went fishing for pickerel last weekend.

ما آخر هفته گذشته برای صید پیکرِل رفتیم.

pickerel are known for their sharp teeth.

پیکرِل به دلیل دندان‌های تیزشان مشهور هستند.

he caught a large pickerel in the lake.

او یک پیکرِل بزرگ در دریاچه صید کرد.

pickerel fishing requires special techniques.

صید پیکرِل نیاز به تکنیک‌های خاص دارد.

they served pickerel at the restaurant last night.

آنها شب گذشته پیکرِل را در رستوران سرو کردند.

we often see pickerel swimming near the shore.

ما اغلب پیکرِل را در حال شنا کردن نزدیک ساحل می‌بینیم.

pickerel can be found in both fresh and saltwater.

پیکرِل را می‌توان هم در آب شیرین و هم در آب شور یافت.

he is an expert in cooking pickerel dishes.

او در پخت غذاهای پیکرِل متخصص است.

pickerel can grow quite large if conditions are right.

اگر شرایط مناسب باشد، پیکرِل می‌تواند بسیار بزرگ شود.

many anglers prefer pickerel for sport fishing.

بسیاری از ماهیگیران ترجیح می‌دهند برای ماهیگیری ورزشی، پیکرِل را انتخاب کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید