getting pickier
میشود بیشتر انتقاص کردن
pickier eaters
خوراکیهای بیشتر انتقاصکننده
much pickier
بیشتر انتقاصکننده
being pickier
بودن بیشتر انتقاصکننده
pickier now
اکنون بیشتر انتقاصکننده
so pickier
بهطوری که بیشتر انتقاصکننده
pickier about
بیشتر انتقاصکننده در مورد
was pickier
بود بیشتر انتقاصکننده
they're pickier
آنها بیشتر انتقاصکنندهاند
pickier taste
چشیدن بیشتر انتقاصکننده
customers are becoming increasingly pickier about the ingredients in their food.
مشتریان به طور گستردهای نسبت به مواد اولیه در غذای خود انتخابیتر شدهاند.
she's always been pickier about what clothes she wears.
او همیشه نسبت به لباسهایی که پوشیده است انتخابیتر بوده است.
the editor was pickier than usual when reviewing the manuscript.
ویراستار در زمان بررسی متن انتخابیتر از معمول بود.
my dog is getting pickier about the brand of dog food he eats.
سگ من نسبت به برند غذای سگی که میخورد انتخابیتر شده است.
he's a pickier eater than his younger brother.
او نسبت به برادر جوانترش انتخابیتر در خوراکیها است.
the client was pickier about the design details than we anticipated.
مشتری نسبت به جزئیات طراحی انتخابیتر از آنچه پیشبینی میکردیم بود.
younger generations tend to be pickier about their careers.
نسلهای جوانتر تمایل دارند نسبت به شغلهایشان انتخابیتر باشند.
she's pickier about who she spends her time with now.
او اکنون نسبت به افرادی که وقت خود را با آنها میگذراند انتخابیتر است.
the restaurant offers a wide range of options to cater to pickier diners.
رستوران گستره وسیعی از گزینهها را برای پاسخگویی به مشتریان انتخابیتر ارائه میدهد.
he's become pickier about the movies he's willing to watch.
او نسبت به فیلمهایی که تمایل دارد ببیند انتخابیتر شده است.
the team needs to be pickier about which projects they take on.
تیم نیاز دارد نسبت به پروژههایی که پذیرفته میشوند انتخابیتر باشد.
getting pickier
میشود بیشتر انتقاص کردن
pickier eaters
خوراکیهای بیشتر انتقاصکننده
much pickier
بیشتر انتقاصکننده
being pickier
بودن بیشتر انتقاصکننده
pickier now
اکنون بیشتر انتقاصکننده
so pickier
بهطوری که بیشتر انتقاصکننده
pickier about
بیشتر انتقاصکننده در مورد
was pickier
بود بیشتر انتقاصکننده
they're pickier
آنها بیشتر انتقاصکنندهاند
pickier taste
چشیدن بیشتر انتقاصکننده
customers are becoming increasingly pickier about the ingredients in their food.
مشتریان به طور گستردهای نسبت به مواد اولیه در غذای خود انتخابیتر شدهاند.
she's always been pickier about what clothes she wears.
او همیشه نسبت به لباسهایی که پوشیده است انتخابیتر بوده است.
the editor was pickier than usual when reviewing the manuscript.
ویراستار در زمان بررسی متن انتخابیتر از معمول بود.
my dog is getting pickier about the brand of dog food he eats.
سگ من نسبت به برند غذای سگی که میخورد انتخابیتر شده است.
he's a pickier eater than his younger brother.
او نسبت به برادر جوانترش انتخابیتر در خوراکیها است.
the client was pickier about the design details than we anticipated.
مشتری نسبت به جزئیات طراحی انتخابیتر از آنچه پیشبینی میکردیم بود.
younger generations tend to be pickier about their careers.
نسلهای جوانتر تمایل دارند نسبت به شغلهایشان انتخابیتر باشند.
she's pickier about who she spends her time with now.
او اکنون نسبت به افرادی که وقت خود را با آنها میگذراند انتخابیتر است.
the restaurant offers a wide range of options to cater to pickier diners.
رستوران گستره وسیعی از گزینهها را برای پاسخگویی به مشتریان انتخابیتر ارائه میدهد.
he's become pickier about the movies he's willing to watch.
او نسبت به فیلمهایی که تمایل دارد ببیند انتخابیتر شده است.
the team needs to be pickier about which projects they take on.
تیم نیاز دارد نسبت به پروژههایی که پذیرفته میشوند انتخابیتر باشد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید