picking

[ایالات متحده]/'pɪkɪŋ/
[بریتانیا]/'pɪkɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. جمع‌آوری میوه‌ها یا گل‌ها با دست.

عبارات و ترکیب‌ها

fruit picking

چیدن میوه

vegetable picking

چیدن سبزیجات

picking flowers

چیدن گل ها

picking berries

چیدن توت‌ها

picking apples

چیدن سیب‌ها

picking up

برداشتن

order picking

چیدن سفارش

picking system

سیستم چیدن

جملات نمونه

They were picking cotton.

آنها پنبه می‌چیدند.

The baby is picking at the bedclothes.

نوزاد در حال کندن ملحفه تختخواب است.

just a cotton-picking minute!.

فقط یک دقیقه!

a nit-picking legalistic exercise.

یک تمرین قانونی و جزئی‌نگرانه

the old woman was picking at the sheet.

زن پیر داشت پارچه را از خود جدا می‌کرد.

The artist is picking in shadows in the picture.

هنرمند در حال انتخاب سایه‌ها در تصویر است.

a cotton-picking fool; out of your cotton-picking mind.

یک احمق که پنبه می‌چیند؛ از فکرت خارج شو.

picking a remedy can be a bit hit-and-miss.

پیدا کردن یک راه حل می‌تواند کمی آزمون و خطا باشد.

now, please don't start picking at Ruth.

حالا لطفاً شروع به ایراد گرفتن از روت نکنید.

he made the mistake of picking a quarrel with John.

او اشتباه کرد و با جان درگیر شد.

picking up snatches of conversation.

گرفتن تکه‌هایی از مکالمه.

At work he’s always picking quarrels.

در محل کار همیشه به دنبال مشاجره است.

He's always picking about something.

او همیشه در مورد چیزی ایراد می‌گیرد.

a cadaverous mongrel picking through the garbage.

یک سگ ولگرد استخوانی که در سطل زباله دنبال غذا می‌گشت.

He sat there ruminating and picking at the tablecloth.

او آنجا نشسته بود و در حال فکر کردن و کندن رومیزی بود.

The sick boy was only picking at his food.

پسربیمار فقط کمی از غذایش می‌خورد.

The peasants were picking up in the field.

دهقانان داشتند در مزاعل برداشت می‌کردند.

The man was picking up the ground very hard.

مرد داشت زمین را خیلی سخت برداشت می‌کرد.

He and his mates were out picking mangoes.

او و دوستانش بیرون بودند و در حال چیدن گویش ها بودند.

نمونه‌های واقعی

Tanooka first told police his son disappeared while the family was picking vegetables.

تنوقا در ابتدا به پلیس گفت که پسرش در حالی که خانواده در حال جمع آوری سبزیجات بودند ناپدید شده است.

منبع: CET-4 Listening Comprehension - News Report

The opposite side, we see some finger picking.

در طرف مقابل، ما شاهد برداشتن انگشتی هستیم.

منبع: Connection Magazine

Well, they're not picking up their phone.

خب، آنها تلفن خود را جواب نمی‌دهند.

منبع: Modern Family - Season 04

Although I suspect his wife did the picking out.

اگرچه حدس می‌زنم همسرش انتخاب کرد.

منبع: Go blank axis version

Trade and investment are still at a low ebb while protectionism is picking up.

تجارت و سرمایه گذاری هنوز در سطح پایینی قرار دارند در حالی که حمایت از تجارت در حال افزایش است.

منبع: CRI Online October 2016 Collection

Women do the picking, while the men process and pack it.

زنان برداشت می‌کنند، در حالی که مردان آن را فرآوری و بسته‌بندی می‌کنند.

منبع: Beautiful China

Nick, and he's not picking up the car till tomorrow.

نیک، و او ماشین را تا فردا تحویل نمی‌گیرد.

منبع: Modern Family - Season 02

But construction is still picking up as the housing market improves.

اما ساخت و ساز همچنان در حال افزایش است زیرا بازار مسکن بهبود می‌یابد.

منبع: NPR News October 2013 Collection

In these still waters, it's easy pickings for these speedy torpedoes.

در این آب‌های آرام، برای این اژدرهای سریع، غنیمت آسان است.

منبع: National Geographic Science Popularization (Video Version)

Yeah my friend should be picking me up at the train station.

بله، دوست من باید من را از ایستگاه قطار تحویل بگیرد.

منبع: How to have a conversation in English

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید