picks

[ایالات متحده]/[pɪks]/
[بریتانیا]/[pɪks]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. چیزی که برای برداشتن یا انتخاب کردن چیزها استفاده می‌شود؛ یک انتخاب؛ یک نمونه‌برداری.
v. انتخاب یا نمونه‌برداری کردن؛ چیدن یا جمع‌آوری کردن، به‌ویژه گل یا میوه؛ نواختن یک ساز زهی با انگشتان.

عبارات و ترکیب‌ها

picks up

بر می‌دارد

picks at

به چنگ می‌اندازد

picks out

انتخاب می‌کند

picked it

آن را برداشت

picks and chooses

انتخاب می‌کند و انتخاب می‌کند

picks up on

متوجه می‌شود

picks apart

تکه‌تکه می‌کند

picking order

ترتیب انتخاب

picks me up

من را بر می‌دارد

picks them up

آنها را بر می‌دارد

جملات نمونه

she picks apples from the tree in the orchard.

او سیب‌ها را از درخت در باغچه‌ی میوه می‌چیند.

he picks up the phone to answer the call.

او گوشی را برای پاسخ دادن به تماس برمی‌دارد.

the lottery winner picks their lucky numbers.

برنده لاتاری اعداد شانس خود را انتخاب می‌کند.

do you have a favorite song to pick for the playlist?

آیا یک آهنگ مورد علاقه برای انتخاب در لیست پخش دارید؟

the coach picks the starting lineup for the game.

مربی ترکیب اصلی بازی را انتخاب می‌کند.

he picks out a new suit for the interview.

او یک کت و شلوار جدید برای مصاحبه انتخاب می‌کند.

she picks at the food on her plate, not hungry.

او به غذای روی بشقاب خود نگاه می‌کند، گرسنه نیست.

the musician picks a guitar and starts to play.

موسیقی‌دان یک گیتار انتخاب می‌کند و شروع به نواختن می‌کند.

he picks through the rubble, searching for survivors.

او در میان آوارها جستجو می‌کند، به دنبال بازماندگان است.

the algorithm picks the best candidate for the job.

الگوریتم بهترین کاندیدا را برای شغل انتخاب می‌کند.

she picks a fight with her brother over a toy.

او با برادرش به خاطر یک اسباب‌بازی دعوا می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید