using pictograms
استفاده از پیکتوگرامها
viewing pictograms
مشاهده پیکتوگرامها
creating pictograms
ایجاد پیکتوگرامها
analyzing pictograms
تجزیه و تحلیل پیکتوگرامها
interpreting pictograms
تفسیر پیکتوگرامها
designing pictograms
طراحی پیکتوگرامها
understanding pictograms
درک پیکتوگرامها
displaying pictograms
نمایش پیکتوگرامها
identifying pictograms
تشخیص پیکتوگرامها
complex pictograms
پیکتوگرامهای پیچیده
the museum used pictograms to make the exhibit accessible to children.
موزه از پیکتوگرامها برای دسترسپذیر کردن نمایشگاه برای کودکان استفاده کرد.
airport restrooms are often indicated by universal pictograms.
دستشوییهای فرودگاه اغلب با پیکتوگرامهای جهانی نشان داده میشوند.
we designed pictograms for the app to improve user experience.
ما پیکتوگرامهایی برای برنامه طراحی کردیم تا تجربه کاربر را بهبود بخشیم.
the safety manual included pictograms illustrating potential hazards.
دفترچه راهنمای ایمنی شامل پیکتوگرامهایی بود که خطرات احتمالی را نشان میدادند.
using clear pictograms is crucial for effective signage.
استفاده از پیکتوگرامهای واضح برای علائم موثر بسیار مهم است.
the website incorporated pictograms to represent different services.
وبسایت از پیکتوگرامها برای نشان دادن خدمات مختلف استفاده کرد.
the instructions relied heavily on pictograms rather than text.
دستورالعملها به شدت به پیکتوگرامها متکی بودند تا متن.
they created a set of pictograms to guide visitors around the park.
آنها مجموعهای از پیکتوگرامها برای راهنمایی بازدیدکنندگان در اطراف پارک ایجاد کردند.
the game featured colorful pictograms representing various items.
بازی دارای پیکتوگرامهای رنگارنگی بود که اقلام مختلف را نشان میدادند.
the company developed pictograms for their new product line.
شرکت پیکتوگرامهایی را برای خط تولید جدید خود توسعه داد.
the presentation included pictograms to visually explain the process.
ارائه شامل پیکتوگرامهایی بود تا فرآیند را به صورت بصری توضیح دهد.
using pictograms
استفاده از پیکتوگرامها
viewing pictograms
مشاهده پیکتوگرامها
creating pictograms
ایجاد پیکتوگرامها
analyzing pictograms
تجزیه و تحلیل پیکتوگرامها
interpreting pictograms
تفسیر پیکتوگرامها
designing pictograms
طراحی پیکتوگرامها
understanding pictograms
درک پیکتوگرامها
displaying pictograms
نمایش پیکتوگرامها
identifying pictograms
تشخیص پیکتوگرامها
complex pictograms
پیکتوگرامهای پیچیده
the museum used pictograms to make the exhibit accessible to children.
موزه از پیکتوگرامها برای دسترسپذیر کردن نمایشگاه برای کودکان استفاده کرد.
airport restrooms are often indicated by universal pictograms.
دستشوییهای فرودگاه اغلب با پیکتوگرامهای جهانی نشان داده میشوند.
we designed pictograms for the app to improve user experience.
ما پیکتوگرامهایی برای برنامه طراحی کردیم تا تجربه کاربر را بهبود بخشیم.
the safety manual included pictograms illustrating potential hazards.
دفترچه راهنمای ایمنی شامل پیکتوگرامهایی بود که خطرات احتمالی را نشان میدادند.
using clear pictograms is crucial for effective signage.
استفاده از پیکتوگرامهای واضح برای علائم موثر بسیار مهم است.
the website incorporated pictograms to represent different services.
وبسایت از پیکتوگرامها برای نشان دادن خدمات مختلف استفاده کرد.
the instructions relied heavily on pictograms rather than text.
دستورالعملها به شدت به پیکتوگرامها متکی بودند تا متن.
they created a set of pictograms to guide visitors around the park.
آنها مجموعهای از پیکتوگرامها برای راهنمایی بازدیدکنندگان در اطراف پارک ایجاد کردند.
the game featured colorful pictograms representing various items.
بازی دارای پیکتوگرامهای رنگارنگی بود که اقلام مختلف را نشان میدادند.
the company developed pictograms for their new product line.
شرکت پیکتوگرامهایی را برای خط تولید جدید خود توسعه داد.
the presentation included pictograms to visually explain the process.
ارائه شامل پیکتوگرامهایی بود تا فرآیند را به صورت بصری توضیح دهد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید