picul

[ایالات متحده]/ˈpɪkəl/
[بریتانیا]/ˈpɪkəl/

ترجمه

n. یک واحد وزن که به طور سنتی در جنوب شرق آسیا استفاده می‌شود و معادل حدود 60.5 کیلوگرم است
شکل‌های واژه
جمعpiculs

عبارات و ترکیب‌ها

picul weight

وزن پیکول

picul measurement

اندازه‌گیری پیکول

picul scale

مقیاس پیکول

picul standard

استاندارد پیکول

picul unit

واحد پیکول

picul conversion

تبدیل پیکول

picul capacity

ظرفیت پیکول

picul size

اندازه پیکول

picul definition

تعریف پیکول

picul value

ارزش پیکول

جملات نمونه

the farmer sold a picul of rice at the market.

کشاورز یک پیکول برنج را در بازار فروخت.

we need to order a picul of sugar for the bakery.

ما نیاز داریم یک پیکول شکر برای نانوایی سفارش دهیم.

a picul of flour is required for this recipe.

برای این دستور غذا به یک پیکول آرد نیاز است.

he bought a picul of beans from the local store.

او یک پیکول لوبیا را از مغازه محلی خرید.

they harvested a picul of vegetables from the garden.

آنها یک پیکول سبزیجات را از باغ برداشتند.

the shipment included a picul of dried fruits.

بار محموله شامل یک پیکول میوه خشک بود.

she donated a picul of grains to the food bank.

او یک پیکول غلات را به بانک غذا اهدا کرد.

we measured out a picul of salt for the preservation process.

ما یک پیکول نمک را برای فرآیند نگهداری اندازه گیری کردیم.

the recipe calls for a picul of cornmeal.

دستور غذا به یک پیکول آرد ذرت نیاز دارد.

he was surprised to find a picul of nuts in the pantry.

او از یافتن یک پیکول آجیل در انباری تعجب کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید