pigeons

[ایالات متحده]/[ˈpɪdʒənz]/
[بریتانیا]/[ˈpɪdʒənz]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کبوتران از خانوادهٔ کبوتران، معمولاً برای مسابقه یا پرورش؛ شخصی که به راحتی فریب یا اغفال می‌شود؛ (غیررسمی) فردی احمق یا ساده‌لوح.

عبارات و ترکیب‌ها

feeding pigeons

تغذیه کردن گنجشک‌ها

city pigeons

گنجشک‌های شهری

flock of pigeons

گله گنجشک‌ها

racing pigeons

گنجشک‌های مسابقه‌ای

pigeons cooing

گنجشک‌ها که هم‌هم می‌کنند

many pigeons

گنجشک‌های زیاد

pigeon droppings

فضولات گنجشک‌ها

watching pigeons

تماشای گنجشک‌ها

pigeons flying

گنجشک‌ها در حال پرواز

scared pigeons

گنجشک‌های ترسیده

جملات نمونه

the pigeons cooed softly on the windowsill.

گنجشک‌ها به آرامی روی طاقچه لانه کردند.

children love to feed the pigeons in the park.

بچه ها عاشق غذا دادن به گنجشک ها در پارک هستند.

a flock of pigeons took flight suddenly.

یک دسته گنجشک ناگهان به پرواز درآمدند.

we watched pigeons circling above the square.

ما تماشا می‌کردیم که گنجشک‌ها بالای میدان دور می‌زنند.

the old man scattered seeds for the pigeons.

مرد پیر برای گنجشک‌ها دانه پخش کرد.

pigeons often perch on telephone wires.

گنجشک‌ها اغلب روی سیم‌های تلفن می‌نشینند.

he released the pigeons as part of the ceremony.

او به عنوان بخشی از مراسم، گنجشک‌ها را آزاد کرد.

the pigeons strutted around, searching for food.

گنجشک‌ها در اطراف قدم می زدند و به دنبال غذا می گشتند.

we saw many pigeons near the fountain.

ما گنجشک های زیادی نزدیک فواره دیدیم.

pigeons are common city birds.

گنجشک‌ها پرنده‌های شهری رایجی هستند.

the pigeons nested under the eaves of the building.

گنجشک‌ها زیر لبه‌های ساختمان لانه کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید