pigheadedness displayed
رفتار خودخواهانه
overcome pigheadedness
غلبه بر خودخواهی
pigheadedness in decisions
خودخواهی در تصمیم گیری
showing pigheadedness
نشان دادن خودخواهی
pigheadedness and stubbornness
خودخواهی و سرسختی
pigheadedness at work
خودخواهی در کار
pigheadedness in negotiations
خودخواهی در مذاکرات
embracing pigheadedness
پذیرش خودخواهی
pigheadedness in relationships
خودخواهی در روابط
his pigheadedness often leads to unnecessary arguments.
خودسری او اغلب منجر به بحثهای غیرضروری میشود.
despite the advice given, her pigheadedness prevented her from changing her mind.
با وجود نصیحتی که داده شد، خودسری او مانع از تغییر نظرش شد.
they admired his pigheadedness in pursuing his dreams.
آنها از خودسری او در پیگیری رویاهایش قدردانی میکردند.
the team's pigheadedness cost them the championship.
خودسری تیم باعث از دست دادن قهرمانی آنها شد.
her pigheadedness made it difficult for her to accept criticism.
خودسری او باعث میشد که پذیرش انتقاد برایش دشوار باشد.
his pigheadedness is both a strength and a weakness.
خودسری او هم یک نقطه قوت و هم یک نقطه ضعف است.
pigheadedness can sometimes be mistaken for determination.
گاهی اوقات خودسری ممکن است با قاطعیت اشتباه گرفته شود.
she realized that her pigheadedness was holding her back.
او متوجه شد که خودسری او مانع پیشرفت او شده است.
his pigheadedness in negotiations frustrated everyone involved.
خودسری او در مذاکرات باعث ناامیدی همه درگیران شد.
the teacher warned him that pigheadedness could hinder his learning.
معلم به او هشدار داد که خودسری ممکن است یادگیری او را مختل کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید