piless

[ایالات متحده]/ˈhɛm.ə.rɔɪdz/
[بریتانیا]/ˈhɛm.ə.rɔɪdz/

ترجمه

n. جمع هموروئید

عبارات و ترکیب‌ها

piles of

توده ها از

piles away

دور کردن توده ها

piles together

توده ها کنار هم

piles of work

توده ای از کار

جملات نمونه

she has piles of work to finish before the deadline.

او انبوهی از کار برای انجام دادن قبل از مهلت نهایی دارد.

he keeps his books in neat piles on the shelf.

او کتاب‌های خود را به صورت مرتب در انباشتگی روی قفسه قرار می‌دهد.

there are piles of leaves in the backyard.

برگ‌های انباشته در حیاط پشتی وجود دارد.

she found piles of old photographs in the attic.

او انبوهی از عکس‌های قدیمی را در زیرزمین پیدا کرد.

we need to sort through these piles of paperwork.

ما باید این انبوه از مدارک را بررسی کنیم.

he has piles of laundry to do this weekend.

او این آخر هفته انبوهی از لباس‌ها برای شستن دارد.

they built piles of sand for the beach party.

آنها برای مهمانی ساحلی انباشتگی شن ساختند.

she received piles of gifts for her birthday.

او انبوهی از هدایا را برای تولدش دریافت کرد.

there are piles of evidence against the suspect.

انبوهی از مدارک علیه مظنون وجود دارد.

he has piles of homework to complete tonight.

او امشب انبوهی از تکالیف برای تکمیل دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید