piltocks

[ایالات متحده]/ˈpɪltɒks/
[بریتانیا]/ˈpɪltɑks/

ترجمه

n. فرم جمع پیلوک؛ جوجه‌های گوشتی یا جوجه‌هایی که در حال پرورش هستند.

جملات نمونه

the carpenter drove the piltocks into the heavy oak beam.

چوب‌کار پیلوک‌ها را در تیر چوب گردو سنگین فرو برد.

you will need longer piltocks to secure the frame properly.

برای اطمینان از ثابت بودن چارچوب، نیاز به پیلوک‌های بلندتر دارید.

he carefully removed the rusty piltocks from the old door.

او با دقت پیلوک‌های زنگ‌زدگی شده را از در قدیمی برداشت.

the box contained a mixture of screws, bolts, and piltocks.

کارتن حاوی مخلوطی از چکش‌ها، پیچ‌ها و پیلوک‌ها بود.

without the correct piltocks, the structure might collapse.

بدون پیلوک‌های مناسب، ساختار ممکن است سقوط کند.

she bought a bag of galvanized piltocks for the fence repair.

او یک بسته پیلوک‌های گالوانیزه شده برای تعمیر سرپرگی خریداری کرد.

the exhibition displayed various historical piltocks used in shipbuilding.

نمایشگاه انواع پیلوک‌های تاریخی که در ساخت کشتی‌ها استفاده می‌شدند را نمایش داد.

please ensure all piltocks are tight before standing on the platform.

قبل از ایستادن روی پلیتفرم، مطمئن شوید که تمام پیلوک‌ها محکم هستند.

he invented a specialized tool to extract bent piltocks.

او یک ابزار ویژه برای استخراج پیلوک‌های خم شده اختراع کرد.

the contractor ordered several boxes of piltocks for the decking.

کارگر فرآورده‌ای چندین جعبه پیلوک برای پوشش زمین دستور داد.

corroded piltocks were the main cause of the structural failure.

پیلوک‌های زنگ‌زده علت اصلی شکست ساختاری بودند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید