Her pimpled face made her self-conscious.
چهره جوشدار او باعث میشد احساس ناامنی کند.
He tried various remedies to clear his pimpled skin.
او روشهای مختلفی را برای پاک کردن پوست جوشدارش امتحان کرد.
The pimpled surface of the orange indicated it was overripe.
سطح جوشدار پرتقال نشان میداد که بیش از حد رسیده است.
She avoided eating oily foods to prevent pimpled breakouts.
او از خوردن غذاهای چرب برای جلوگیری از جوشهای جدید خودداری میکرد.
The pimpled texture of the fabric made it unsuitable for delicate garments.
بافت جوشدار پارچه آن را برای لباسهای ظریف نامناسب میکرد.
His pimpled back made him feel uncomfortable at the beach.
پشت جوشدار او باعث میشد در ساحل احساس ناراحتی کند.
Using harsh chemicals on pimpled skin can worsen the condition.
استفاده از مواد شیمیایی قوی روی پوست جوشدار میتواند وضعیت را بدتر کند.
The pimpled appearance of the moon's surface is caused by impact craters.
ظاهر جوشدار سطح ماه ناشی از دهانههای برخوردی است.
She applied a soothing mask to calm her pimpled skin.
او یک ماسک تسکیندهنده برای آرام کردن پوست جوشدارش استفاده کرد.
The pimpled road made for a bumpy ride.
جاده جوشدار باعث یک رانندگی ناهموار شد.
Her pimpled face made her self-conscious.
چهره جوشدار او باعث میشد احساس ناامنی کند.
He tried various remedies to clear his pimpled skin.
او روشهای مختلفی را برای پاک کردن پوست جوشدارش امتحان کرد.
The pimpled surface of the orange indicated it was overripe.
سطح جوشدار پرتقال نشان میداد که بیش از حد رسیده است.
She avoided eating oily foods to prevent pimpled breakouts.
او از خوردن غذاهای چرب برای جلوگیری از جوشهای جدید خودداری میکرد.
The pimpled texture of the fabric made it unsuitable for delicate garments.
بافت جوشدار پارچه آن را برای لباسهای ظریف نامناسب میکرد.
His pimpled back made him feel uncomfortable at the beach.
پشت جوشدار او باعث میشد در ساحل احساس ناراحتی کند.
Using harsh chemicals on pimpled skin can worsen the condition.
استفاده از مواد شیمیایی قوی روی پوست جوشدار میتواند وضعیت را بدتر کند.
The pimpled appearance of the moon's surface is caused by impact craters.
ظاهر جوشدار سطح ماه ناشی از دهانههای برخوردی است.
She applied a soothing mask to calm her pimpled skin.
او یک ماسک تسکیندهنده برای آرام کردن پوست جوشدارش استفاده کرد.
The pimpled road made for a bumpy ride.
جاده جوشدار باعث یک رانندگی ناهموار شد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید