severely acned
چاقو مبتلا به اکنه شدید
she was acned and self-conscious about her skin.
پوست او به دلیل اکنه بود و از آن ناراحت بود.
the teenager felt acned and frustrated with his appearance.
نوجوان احساس میکرد پوست او اکنه دارد و از ظاهر خود خسته شده است.
he used a topical cream to treat his acned face.
او از یک کрем موضعی برای درمان پوست اکنهدار خود استفاده کرد.
the acned skin made her reluctant to take photos.
پوست اکنهدار او باعث شد که از گرفتن عکسها بترسید.
many teenagers struggle with acned conditions during puberty.
بسیاری از نوجوانان در دوران ناپubesنت با مشکلات اکنهای مواجه میشوند.
the dermatologist recommended a cleanser for his acned skin.
دکتر پوست یک شامپو را برای پوست اکنهدار او توصیه کرد.
she felt acned and decided to see a dermatologist.
او احساس میکرد پوستش اکنه دارد و تصمیم گرفت به دکتر پوست مراجعه کند.
the product promised to clear acned skin quickly.
این محصول ادعا میکرد پوست اکنهدار را به سرعت پاک میکند.
he was acned and tried various over-the-counter treatments.
او پوست اکنهدار داشت و از درمانهای مختلف بدون نسخه پزشکی استفاده کرد.
the acned areas were inflamed and painful.
منطقههای اکنهدار التهاب و درد داشتند.
she felt acned and avoided social gatherings.
او احساس میکرد پوستش اکنه دارد و از جمعجوریها پرهیز میکرد.
the acned condition improved with regular skincare.
وضعیت اکنهای با مراقبتهای منظم پوست بهبود یافت.
severely acned
چاقو مبتلا به اکنه شدید
she was acned and self-conscious about her skin.
پوست او به دلیل اکنه بود و از آن ناراحت بود.
the teenager felt acned and frustrated with his appearance.
نوجوان احساس میکرد پوست او اکنه دارد و از ظاهر خود خسته شده است.
he used a topical cream to treat his acned face.
او از یک کрем موضعی برای درمان پوست اکنهدار خود استفاده کرد.
the acned skin made her reluctant to take photos.
پوست اکنهدار او باعث شد که از گرفتن عکسها بترسید.
many teenagers struggle with acned conditions during puberty.
بسیاری از نوجوانان در دوران ناپubesنت با مشکلات اکنهای مواجه میشوند.
the dermatologist recommended a cleanser for his acned skin.
دکتر پوست یک شامپو را برای پوست اکنهدار او توصیه کرد.
she felt acned and decided to see a dermatologist.
او احساس میکرد پوستش اکنه دارد و تصمیم گرفت به دکتر پوست مراجعه کند.
the product promised to clear acned skin quickly.
این محصول ادعا میکرد پوست اکنهدار را به سرعت پاک میکند.
he was acned and tried various over-the-counter treatments.
او پوست اکنهدار داشت و از درمانهای مختلف بدون نسخه پزشکی استفاده کرد.
the acned areas were inflamed and painful.
منطقههای اکنهدار التهاب و درد داشتند.
she felt acned and avoided social gatherings.
او احساس میکرد پوستش اکنه دارد و از جمعجوریها پرهیز میکرد.
the acned condition improved with regular skincare.
وضعیت اکنهای با مراقبتهای منظم پوست بهبود یافت.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید