pino

[ایالات متحده]/[ˈpɪnoʊ]/
[بریتانیا]/[ˈpɪnoʊ]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک پیانو کوچک و ارزان؛ یک سپینت.؛ یک فرد که پیانو می‌زند.
v. بازی کردن با پیانو.

عبارات و ترکیب‌ها

pino wood

چوب پینو

pino furniture

مبلمان پینو

pino flooring

پارکت پینو

pino needle

پر پینو

pino cone

مخمر پینو

pino branch

شاخ پینو

pino scent

بوی پینو

pino resin

روزین پینو

pino grove

چشمه پینو

pino tree

درخت پینو

جملات نمونه

he pinned his hopes on winning the lottery.

او امید خود را به برنده شدن در جایزه کشیک گذاشت.

the wrestler pinned his opponent to the mat.

قهرمان راسن کشیک را روی زمین فشار داد.

she pinned a rose to her jacket lapel.

او یک گل را روی گردن ژاکت خود نصب کرد.

the detective pinned down the suspect's location.

.detektiv مکان مشکوک را مشخص کرد.

he pinned the blame on his younger brother.

او اشتباه را روی برادر جوان خود گذاشت.

the child pinned a drawing to the refrigerator.

کودک یک نقاشی را روی یخچال نصب کرد.

the journalist pinned down the exact details.

نویسنده گزارش دقیق جزئیات را مشخص کرد.

she pinned her hair up for the party.

او موی خود را برای جشن تا بالا چسباند.

he pinned the error on a software glitch.

او خطا را به یک خلل نرم افزاری نسبت داد.

the lawyer pinned the witness down with questions.

دادگستر با سوالات شاهد را مشخص کرد.

they pinned their success on hard work.

آنها موفقیت خود را به کار سخت گذاشتند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید