piolet

[ایالات متحده]/ˈpiːəʊleɪ/
[بریتانیا]/ˈpiːoʊleɪ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. (کوهنوردی) یخ شکن
Word Forms
جمعpiolets

عبارات و ترکیب‌ها

ice piolet

پیوت یخ

climbing piolet

پیوت صعود

mountain piolet

پیوت کوهستانی

snow piolet

پیوت برف

rescue piolet

پیوت نجات

ski piolet

پیوت اسکی

technical piolet

پیوت فنی

lightweight piolet

پیوت سبک وزن

standard piolet

پیوت استاندارد

alpine piolet

پیوت آلپاین

جملات نمونه

the piolet is an essential tool for mountaineering.

پیلوت یک ابزار ضروری برای کوهنوردی است.

he used his piolet to secure himself on the icy slope.

او از پیلوتش برای ایمن کردن خود در شیب یخی استفاده کرد.

learning how to properly use a piolet can save your life.

یادگیری نحوه استفاده صحیح از پیلوت می تواند زندگی شما را نجات دهد.

she carried her piolet with her during the climb.

او پیلوتش را در طول صعود با خود حمل کرد.

a piolet can help with balance on steep terrain.

پیلوت می تواند به حفظ تعادل در مسیرهای شیب دار کمک کند.

before the expedition, they practiced with their piolets.

قبل از экспедиция، آنها با پیلوت های خود تمرین کردند.

he replaced his old piolet with a new one.

او پیلوت قدیمی خود را با یک پیلوت جدید جایگزین کرد.

she felt confident holding her piolet on the glacier.

او در حالی که پیلوتش را در یخچال طبیعی نگه داشته بود، احساس اعتماد کرد.

the instructor demonstrated how to use a piolet effectively.

مربی نحوه استفاده موثر از پیلوت را نشان داد.

during the hike, he often checked his piolet for safety.

در طول پیاده روی، او اغلب پیلوتش را برای ایمنی بررسی می کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید