piously

[ایالات متحده]/'paiəsli/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. با ایمان

عبارات و ترکیب‌ها

pray piously

دعا با خِرَد و اخلاص

live piously

با خِرَد و اخلاص زندگی کنید

piously devoted

با خِرَد و اخلاص وقف شده

piously religious

با خِرَد و اخلاص مذهبی

act piously

با خِرَد و اخلاص عمل کنید

جملات نمونه

She prayed piously every morning.

او هر روز صبح با خِرَدة و احترام دعا می‌کرد.

He lived a piously religious life.

او زندگی مذهبی و با خِرَدة‌ای داشت.

The villagers piously followed the traditions of their ancestors.

روستاییان با خِرَدة و احترام به سنت‌های نیاکان خود عمل می‌کردند.

The priest spoke piously about forgiveness and compassion.

کشیش با خِرَدة و احترام درباره بخشش و شفقت صحبت کرد.

She piously observed the Sabbath every week.

او شنبه‌ها را با خِرَدة و احترام رعایت می‌کرد.

He piously donated a large sum of money to charity.

او مبلغ زیادی را با خِرَدة و احترام به خیریه اهدا کرد.

The monks chanted piously in the temple.

راهبان با خِرَدة و احترام در معبد زمزمه می‌کردند.

She piously lit candles in front of the shrine.

او با خِرَدة و احترام شمع‌ها را در مقابل زیارتگاه روشن کرد.

He piously recited prayers before bedtime.

او قبل از خواب با خِرَدة و احترام دعاها را زمزمه می‌کرد.

The pilgrims walked piously along the sacred path.

زیارتگران با خِرَدة و احترام در امتداد مسیر مقدس قدم می‌زدند.

نمونه‌های واقعی

" May the Crone guide the deliberations with her golden lamp of wisdom, " said Lady Falyse, most piously.

« ممکن است پیرزن در هنگام بحث با چراغ طلایی خرد خود راهنمایی کند،» لیدی فالس، بسیار متدینانه گفت.

منبع: A Song of Ice and Fire: A Feast for Crows (Bilingual Edition)

When a solemn church bell tolled piously and peacefully, a boy came into the world.

وقتی ناقوس کلیسایی باوقار و با آرامش به طور متدینانه به صدا درآمد، پسری به دنیا آمد.

منبع: 101 Children's English Stories

Mr. Bumble raised his eyes piously to the ceiling in thankfulness; and, bringing them down again to the brim of the cup, lifted it to his nose.

آقای بامبل با سپاس چشم خود را به طور متدینانه به سقف بلند کرد؛ و دوباره آنها را به لبه فنجان آورد و آن را به بینی خود نزدیک کرد.

منبع: Oliver Twist (Original Version)

From that upper sphere the romantic yet simple story of a young man piously adoring a beautiful woman remote from the world, noble in her solitude, faithful without support to duty, spread, no doubt quickly, through the faubourg St. Germain.

از آن کروی بالایی، داستان عاشقانه اما ساده یک جوان که با ایمان به یک زن زیبا که از جهان دور است، در تنهایی خود نجیب است و بدون حمایت از وظیفه، باوفا است، به سرعت از طریق محله سن ژرمن پخش شد.

منبع: Lily of the Valley (Part 1)

Nejdanov, who for a long time had not been inside a church, stood in a corner amidst the peasant women, who kept casting sidelong glances at him in between crossing themselves, bowing piously to the ground, and wiping their babies' noses.

نجدانوف، که مدتی طولانی داخل کلیسا نبود، در گوشه‌ای در میان زنان روستایی ایستاد که در حین انجام علامت صلیب، به طور متدینانه تعظیم کردن و تمیز کردن بینی‌های نوزادان خود، نگاه‌های گذرا به او می‌انداختند.

منبع: Virgin Land (Part 1)

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید