impiously

[ایالات متحده]/ɪmˈpɪəsli/
[بریتانیا]/ɪmˈpiːəsli/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. به طریقی که عدم احترام به خدا یا دین را نشان می‌دهد

عبارات و ترکیب‌ها

impiously bold

نسبتاً جسور

impiously defy

نسبتاً نافذ

impiously mock

نسبتاً تمسخر کردن

impiously disregard

نسبتاً نادیده گرفتن

impiously question

نسبتاً زیر سوال بردن

impiously laugh

نسبتاً خندیدن

impiously challenge

نسبتاً به چالش کشیدن

impiously criticize

نسبتاً انتقاد کردن

impiously rebel

نسبتاً شورشی

impiously scorn

نسبتاً تحقیر کردن

جملات نمونه

he spoke impiously about the sacred traditions.

او به طور بی‌احترامی در مورد سنت‌های مقدس صحبت کرد.

they acted impiously in the presence of the holy relics.

آنها به طور بی‌احترامی در حضور بقاع مقدس رفتار کردند.

she impiously dismissed the teachings of her ancestors.

او به طور بی‌احترامی به آموزه‌های نیاکان خود بی‌توجهی کرد.

the crowd reacted impiously to the priest's sermon.

مردم به سخنرانی کشیش به طور بی‌احترامی واکنش نشان دادند.

to act impiously is to disrespect the divine.

رفتار بی‌احترامی کردن به معنای بی‌احترامی به ذات الهی است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید