pipa

[ایالات متحده]/ˈpiːpə/
[بریتانیا]/ˈpiːpə/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک ساز موسیقی چینی سنتی با بدنه‌ای به شکل گلابی؛ عمل نواختن پیپا؛ "پیپاکسینگ"، یک شعر معروف از لی بای؛ حفاظت از قوانین مالکیت معنوی؛ بافو گارگاریزان، نوعی قورباغه
Word Forms
جمعpipas

عبارات و ترکیب‌ها

pipa music

موسیقی پیپا

pipa player

نوازنده پیپا

pipa performance

اجرای پیپا

pipa technique

تکنیک پیپا

pipa sound

صدای پیپا

pipa festival

جشنواره پیپا

pipa style

سبک پیپا

pipa string

رشته پیپا

pipa art

هنر پیپا

pipa history

تاریخچه پیپا

جملات نمونه

she plays the pipa beautifully.

او به طور زیبا پیپا می‌نوازد.

the pipa is a traditional chinese instrument.

پیپا یک ساز سنتی چینی است.

he learned to play the pipa at a young age.

او در سن جوانی یاد گرفت که پیپا بنوازد.

listening to pipa music is very relaxing.

گوش دادن به موسیقی پیپا بسیار آرامش‌بخش است.

she performed a pipa solo at the concert.

او یک قطعه پیپا را در کنسرت اجرا کرد.

the pipa has a rich history in chinese culture.

پیپا دارای تاریخچه غنی در فرهنگ چینی است.

learning the pipa requires dedication and practice.

یادگیری پیپا نیاز به تعهد و تمرین دارد.

he enjoys composing music for the pipa.

او از آهنگسازی برای پیپا لذت می‌برد.

the sound of the pipa is enchanting.

صدای پیپا مسحورکننده است.

she often collaborates with other musicians to play the pipa.

او اغلب با نوازندگان دیگر برای نواختن پیپا همکاری می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید