pipelike

[ایالات متحده]/ˈpaɪplaɪk/
[بریتانیا]/ˈpaɪpˌlaɪk/

ترجمه

adj. لوله‌مانند

عبارات و ترکیب‌ها

pipelike structure

ساختارمانند لوله

pipelike shape

شکل ماننده لوله

pipelike feature

ویژگی ماننده لوله

pipelike object

شیء ماننده لوله

pipelike design

طراحی ماننده لوله

pipelike form

فرم ماننده لوله

pipelike element

عنصر ماننده لوله

pipelike appearance

ظاهر ماننده لوله

pipelike construction

ساختمان ماننده لوله

pipelike growth

رشد ماننده لوله

جملات نمونه

the artist created a pipelike sculpture that captivated everyone.

هنرمند یک مجسمه لوله‌ای خلق کرد که همه را مجذوب خود کرد.

the pipelike structure of the plant helps it transport water efficiently.

ساختار لوله‌ای گیاه به آن کمک می‌کند تا آب را به طور مؤثر حمل کند.

he described the pipelike tunnel as an engineering marvel.

او تونل لوله‌ای را به عنوان یک شاهکار مهندسی توصیف کرد.

the pipelike design of the building allows for better airflow.

طراحی لوله‌ای ساختمان به جریان هوای بهتر اجازه می‌دهد.

she wore a pipelike dress that accentuated her figure.

او لباسی با طراحی لوله‌ای پوشیده بود که اندامش را برجسته می‌کرد.

the pipelike arrangement of the pipes ensures maximum efficiency.

چیدمان لوله‌ای لوله‌ها تضمین می‌کند که حداکثر کارایی حاصل شود.

they installed a pipelike heating system throughout the house.

آنها یک سیستم گرمایشی لوله‌ای در سراسر خانه نصب کردند.

the artist's new installation features a series of pipelike elements.

نصب هنری جدید هنرمند شامل مجموعه‌ای از عناصر لوله‌ای است.

the pipelike veins in the leaves help with nutrient transport.

رگ‌های لوله‌ای در برگ‌ها به انتقال مواد مغذی کمک می‌کنند.

in the lab, they studied the pipelike structures of the cells.

در آزمایشگاه، آنها ساختارهای لوله‌ای سلول‌ها را مطالعه کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید