hoselike

[ایالات متحده]/ˈhəʊzlaɪk/
[بریتانیا]/ˈhoʊzlaɪk/

ترجمه

adj. شبیه یک شلنگ

عبارات و ترکیب‌ها

hoselike structure

ساختار شبیه به لوله

hoselike environment

محیطی شبیه به لوله

hoselike design

طراحی شبیه به لوله

hoselike atmosphere

فضای شبیه به لوله

hoselike setting

تنظیمات شبیه به لوله

hoselike facilities

امکانات شبیه به لوله

hoselike conditions

شرایط شبیه به لوله

hoselike appearance

ظاهر شبیه به لوله

hoselike features

ویژگی های شبیه به لوله

hoselike characteristics

ویژگی های شخصیتی شبیه به لوله

جملات نمونه

the garden hose looks hoselike when stretched out on the grass.

شیلنگ باغچه وقتی روی چمن کشیده می‌شود، شبیه شیلنگ به نظر می‌رسد.

she described the long, thin object as hoselike in shape.

او شیء بلند و باریک را به شکل شبیه شیلنگ توصیف کرد.

his explanation was so convoluted that it seemed hoselike.

توضیحات او آنقدر پیچیده بود که شبیه شیلنگ به نظر می‌رسید.

the creature slithered across the ground, looking hoselike.

آن موجود روی زمین خزید و شبیه شیلنگ به نظر می‌رسید.

we need to replace the hoselike part of the machine.

ما باید قسمت شبیه شیلنگ دستگاه را تعویض کنیم.

the artist used hoselike lines to create a dynamic composition.

هنرمند از خطوط شبیه شیلنگ برای ایجاد یک ترکیب پویا استفاده کرد.

the plant's vines are hoselike, climbing up the trellis.

ساقه های گیاه شبیه شیلنگ هستند و به سمت داربست بالا می روند.

he noticed the hoselike shape of the object in the water.

او متوجه شکل شبیه شیلنگ جسم در آب شد.

the design featured hoselike curves that caught the eye.

طراحی دارای منحنی های شبیه شیلنگ بود که چشم را به خود جلب می کرد.

as the sun set, the shadows created hoselike patterns on the ground.

همانطور که خورشید غروب می کرد، سایه ها الگوهای شبیه شیلنگ روی زمین ایجاد می کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید