pipped to post
از جلو افتادن
pipped at line
در خط پایان از جلو افتادن
pipped for gold
نامزد دریافت مدال طلا
pipped by rival
توسط رقیب از جلو افتاده
pipped in race
در مسابقه از جلو افتاده
pipped for victory
نامزد پیروزی
pipped at end
در پایان از جلو افتاده
pipped by team
توسط تیم از جلو افتاده
pipped in final
در فینال از جلو افتاده
pipped to win
نامزد برد
she pipped him at the post in the race.
او در مسابقه از او پیشی گرفت.
he was pipped to the job by a more qualified candidate.
او به دلیل یک نامزد واجد شرایط تر، از نظر شغلی عقب ماند.
the team was pipped for the championship title.
تیم برای کسب عنوان قهرمانی شکست خورد.
she pipped her friend in the quiz competition.
او دوست خود را در مسابقه آزمون شکست داد.
he pipped me to the last piece of cake.
او آخرین تکه کیک را از من گرفت.
they pipped the rivals to win the contract.
آنها رقبای خود را شکست دادند تا قرارداد را بدست آورند.
the athlete was pipped by a younger competitor.
ورزشکار توسط یک رقیب جوانتر شکست خورد.
she pipped her brother in the chess match.
او برادرش را در مسابقه شطرنج شکست داد.
he was pipped for the promotion by a colleague.
او به دلیل یک همکار از ارتقا عقب ماند.
they were pipped at the last minute during the negotiations.
آنها در آخرین لحظه مذاکرات شکست خوردند.
pipped to post
از جلو افتادن
pipped at line
در خط پایان از جلو افتادن
pipped for gold
نامزد دریافت مدال طلا
pipped by rival
توسط رقیب از جلو افتاده
pipped in race
در مسابقه از جلو افتاده
pipped for victory
نامزد پیروزی
pipped at end
در پایان از جلو افتاده
pipped by team
توسط تیم از جلو افتاده
pipped in final
در فینال از جلو افتاده
pipped to win
نامزد برد
she pipped him at the post in the race.
او در مسابقه از او پیشی گرفت.
he was pipped to the job by a more qualified candidate.
او به دلیل یک نامزد واجد شرایط تر، از نظر شغلی عقب ماند.
the team was pipped for the championship title.
تیم برای کسب عنوان قهرمانی شکست خورد.
she pipped her friend in the quiz competition.
او دوست خود را در مسابقه آزمون شکست داد.
he pipped me to the last piece of cake.
او آخرین تکه کیک را از من گرفت.
they pipped the rivals to win the contract.
آنها رقبای خود را شکست دادند تا قرارداد را بدست آورند.
the athlete was pipped by a younger competitor.
ورزشکار توسط یک رقیب جوانتر شکست خورد.
she pipped her brother in the chess match.
او برادرش را در مسابقه شطرنج شکست داد.
he was pipped for the promotion by a colleague.
او به دلیل یک همکار از ارتقا عقب ماند.
they were pipped at the last minute during the negotiations.
آنها در آخرین لحظه مذاکرات شکست خوردند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید