pipped

[ایالات متحده]/pɪpt/
[بریتانیا]/pɪpt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. گذشته و قسمت گذشته pip
n. هسته یا دانه میوه؛ صدای کوتاه و تیز

عبارات و ترکیب‌ها

pipped to post

از جلو افتادن

pipped at line

در خط پایان از جلو افتادن

pipped for gold

نامزد دریافت مدال طلا

pipped by rival

توسط رقیب از جلو افتاده

pipped in race

در مسابقه از جلو افتاده

pipped for victory

نامزد پیروزی

pipped at end

در پایان از جلو افتاده

pipped by team

توسط تیم از جلو افتاده

pipped in final

در فینال از جلو افتاده

pipped to win

نامزد برد

جملات نمونه

she pipped him at the post in the race.

او در مسابقه از او پیشی گرفت.

he was pipped to the job by a more qualified candidate.

او به دلیل یک نامزد واجد شرایط تر، از نظر شغلی عقب ماند.

the team was pipped for the championship title.

تیم برای کسب عنوان قهرمانی شکست خورد.

she pipped her friend in the quiz competition.

او دوست خود را در مسابقه آزمون شکست داد.

he pipped me to the last piece of cake.

او آخرین تکه کیک را از من گرفت.

they pipped the rivals to win the contract.

آنها رقبای خود را شکست دادند تا قرارداد را بدست آورند.

the athlete was pipped by a younger competitor.

ورزشکار توسط یک رقیب جوانتر شکست خورد.

she pipped her brother in the chess match.

او برادرش را در مسابقه شطرنج شکست داد.

he was pipped for the promotion by a colleague.

او به دلیل یک همکار از ارتقا عقب ماند.

they were pipped at the last minute during the negotiations.

آنها در آخرین لحظه مذاکرات شکست خوردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید