pipul

[ایالات متحده]/ˈpɪpəl/
[بریتانیا]/ˈpɪpəl/

ترجمه

n. درخت انجیر؛ درخت مقدس در بودیسم؛ همانند بالا
Word Forms
جمعpipuls

عبارات و ترکیب‌ها

pipul power

قدرت مردم

pipul voice

صدای مردم

pipul rights

حقوق مردم

pipul choice

انتخاب مردم

pipul support

حمایت مردم

pipul movement

جنبش مردم

pipul unity

وحدت مردم

pipul struggle

مبارزه مردم

pipul engagement

مشارکت مردم

pipul welfare

رفاه مردم

جملات نمونه

many pipuls gather in the park during the weekends.

بسیاری از مردم در آخر هفته ها در پارک جمع می شوند.

she decided to join the pipul for the community service project.

او تصمیم گرفت برای پروژه خدمات اجتماعی به مردم بپیوندد.

the pipul expressed their concerns about the new policy.

مردم نگرانی های خود را در مورد سیاست جدید ابراز کردند.

he is a well-respected leader among the pipul.

او یک رهبر مورد احترام در بین مردم است.

the pipul celebrated their cultural heritage with a festival.

مردم میراث فرهنگی خود را با یک جشنواره جشن گرفتند.

it's important to listen to the voices of the pipul.

گوش دادن به صدای مردم مهم است.

the pipul demanded better living conditions from the government.

مردم خواستار بهبود شرایط زندگی از دولت شدند.

education is a fundamental right for every pipul.

آموزش حق اساسی برای هر فرد است.

the pipul united to fight for their rights.

مردم برای دفاع از حقوق خود متحد شدند.

the artist portrayed the struggles of the pipul in his paintings.

هنرمند تلاش های مردم را در نقاشی های خود به تصویر کشید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید