delicious pirogi
pirogi خوشمزه
cheesy pirogi
pirogi پنیردار
fried pirogi
pirogi سرخ شده
potato pirogi
pirogi سیب زمینی
sweet pirogi
pirogi شیرین
homemade pirogi
pirogi خانگی
savory pirogi
pirogi شور
traditional pirogi
pirogi سنتی
stuffed pirogi
pirogi پر شده
vegetable pirogi
pirogi سبزیجات
i love eating pirogi with sour cream.
من عاشق خوردن پیراگی با خامه ترش هستم.
she learned how to make pirogi from her grandmother.
او یاد گرفت چگونه پیراگی را از مادربزرگش درست کند.
pirogi can be filled with potatoes or cheese.
پیراگی را می توان با سیب زمینی یا پنیر پر کرد.
we had a delicious dinner of pirogi and salad.
ما شام خوشمزه ای از پیراگی و سالاد داشتیم.
at the festival, they served various types of pirogi.
در جشنواره، آنها انواع مختلفی از پیراگی سرو کردند.
my favorite pirogi are those stuffed with mushrooms.
پیراگی مورد علاقه من آنهایی هستند که با قارچ پر شده اند.
he brought homemade pirogi to the potluck.
او پیراگی خانگی به مهمانی آورد.
pirogi are a traditional dish in eastern european cuisine.
پیراگی یک غذای سنتی در آشپزی اروپای شرقی است.
they enjoyed pirogi while watching the movie.
آنها در حین تماشای فیلم از خوردن پیراگی لذت بردند.
after the meal, we had sweet pirogi for dessert.
بعد از غذا، ما پیراگی شیرین برای دسر داشتیم.
delicious pirogi
pirogi خوشمزه
cheesy pirogi
pirogi پنیردار
fried pirogi
pirogi سرخ شده
potato pirogi
pirogi سیب زمینی
sweet pirogi
pirogi شیرین
homemade pirogi
pirogi خانگی
savory pirogi
pirogi شور
traditional pirogi
pirogi سنتی
stuffed pirogi
pirogi پر شده
vegetable pirogi
pirogi سبزیجات
i love eating pirogi with sour cream.
من عاشق خوردن پیراگی با خامه ترش هستم.
she learned how to make pirogi from her grandmother.
او یاد گرفت چگونه پیراگی را از مادربزرگش درست کند.
pirogi can be filled with potatoes or cheese.
پیراگی را می توان با سیب زمینی یا پنیر پر کرد.
we had a delicious dinner of pirogi and salad.
ما شام خوشمزه ای از پیراگی و سالاد داشتیم.
at the festival, they served various types of pirogi.
در جشنواره، آنها انواع مختلفی از پیراگی سرو کردند.
my favorite pirogi are those stuffed with mushrooms.
پیراگی مورد علاقه من آنهایی هستند که با قارچ پر شده اند.
he brought homemade pirogi to the potluck.
او پیراگی خانگی به مهمانی آورد.
pirogi are a traditional dish in eastern european cuisine.
پیراگی یک غذای سنتی در آشپزی اروپای شرقی است.
they enjoyed pirogi while watching the movie.
آنها در حین تماشای فیلم از خوردن پیراگی لذت بردند.
after the meal, we had sweet pirogi for dessert.
بعد از غذا، ما پیراگی شیرین برای دسر داشتیم.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید