apple pie
پای سیب
cherry pie
شیرینی گیلاس
blueberry pie
پای بلوبری
pumpkin pie
شیرینی کدو تنبل
pie chart
نمودار دایرهای
humble pie
شیرینی متواضع
meat pie
شیرینی گوشت
eat humble pie
با شرمندگی غذا بخور
mince pie
پای گوشت
pie dish
ظرف پای
pie crust
پوسته پای
pork pie
شیرینی گوشت خوک
a short pie crust.
یک پوسته پای کوتاه
crimp a pie crust.
خمیر پوسته را به هم بفشرد.
Glaze the pie with beaten egg.
غذا را با تخم مرغ زده شده بپوشانید.
pumpkin pie is an acquired taste.
پای کدو تنبل یک سلیقه اکتسابی است.
everything was in apple-pie order.
همه چیز طبق معمول خوب بود.
put the room in apple-pie order.
اتاق را به ترتیب پای سیب بچینید.
greased the pie pan.
چرب کردن سینی پیتزا
make printer's pie of
یک پای چاپگر درست کنید.
You wanna slice of pie?
آیا یک برش پای میخواهی؟
apple pie à la mode.
پای سیب به سبک آلا مود
some apple pie and custard
چند پای سیب و کرامه
I bought a pork pie to stave off the munchies.
من یک پای گوشت خوک خریدم تا گرسنگی را دور کنم.
an apple pie with scoops of ice cream on top.
یک پای سیب با پیمانه های بستنی روی آن.
the pies are made with fruit that is in season .
پای ها با میوه هایی که در فصل هستند درست می شوند.
Jambalaya and a crawfish pie and fillet ...
جامبالایا و پای خرچنگ مردابی و فیله...
There seems to be a blueberry pie cooking in the kitchen.
به نظر میرسد یک پای بلوبری در حال پختن در آشپزخانه است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید